راهبردهای سیاسی و نظامی باد بن دوستک در برابر عضدالدوله و صمصام الدوله بویهی با تاکید بر الگوی تاریخی ابن خلدون
نویسندگان
1 استادیار تاریخ و تمدن ملل اسلامی، گروه الهیات و معارف اسلامی، واحد آزادشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، آزادشهر، ایران.
2 استادیار تاریخ و تمدن ملل اسلامی، گروه الهیات و معارف اسلامی، واحد آزادشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، آزادشهر، ایران.
doi
10.22111/jhr.2025.52665.3811چکیده
جستار حاضر به بررسی و تحلیل راهبردهای سیاسی و نظامی «باد بن دوستک» ـ بنیانگذار حکومت بنیمروان در دیاربکر ـ در مواجهه با عضدالدوله و صمصامالدوله بویهی پرداخته و این کنشها را در چارچوب الگوی تاریخی ابنخلدون تحلیل کرده است. این پژوهش بر آن است تا با بهرهگیری از منابع تاریخی و با روش توصیفی ـ تحلیلی، نشان دهد که شکلگیری قدرت باد در بستر انحطاط و فروپاشی تدریجی حکومت مرکزی آلبویه و با اتکا به نارضایتی اجتماعی و موقعیت جغرافیایی ویژه ثغور و نیز فرصت به دست آمده از خلا قدرت و اختلافات داخلی پس از درگذشت عضدالدوله رخ داد. باد با بهرهگیری از سیاستهای واقع بینانه، از جمله اتحاد با امپراتوری روم، و اجرای جنگهای نامنظم در مناطق صعب العبور، توانست به رغم مخالفت دستگاه خلافت عباسی، مشروعیت و نیروی مردمی لازم را برای تأسیس حکومتی محلی فراهم آورد. در مقابل، عضدالدوله و صمصامالدوله دیلمی با رویکرد نظامی متداول و متمرکز به مقابله برخاستند؛ اما بهدلیل محدودیت نفوذ در ثغور مطابق با الگوی تاریخی ابن خلدون و نیز به سبب مواجهه با بحرانهای داخلی پس از مرگ عضدالدوله، نتوانستند موفقیتی پایدار بهدست آورند. این مقاله ضمن تحلیل تطبیقی این دو راهبرد، نشان میدهد که چگونگی بهرهگیری از ضعف ساختارهای مرکزی، توان مردمی، و اعمال قدرت در ثغور ، میتواند زمینهساز ظهور دولتهای محلی شود؛ همانگونه که ابنخلدون آن را در نظریهی انتقال قدرت با بهره مندی از موقعیت نواحی مرزی تبیین کرده است.