امکانسنجی جعل و بازسازی هماهنگ تاریخ اسلام در دوره عباسیان؛ نقد نظریههای تجدیدنظرطلبانه با تکیه بر منابع غیراسلامی
نویسندگان
1 استادیار گروه آموزش الهیات، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
10.22111/jhr.2025.52403.3805چکیده
دیدگاههای تجدیدنظرطلبانه بر آناند که اسلام یک جنبش یهودی-مسیحی بود که در مناطق شمالیتر شکل گرفت و بعدها توسط عباسیان بهعنوان دینی با مرکزیت مکه بازنویسی شد؛ لذا تکیه بر منابع اسلامی برای بررسی هویت و تاریخ این آیین نیز با چالش جدی مواجه است. این پرسش پژوهش در صدد آن است که وقوع چنین جعل گستردهای را توسط حکومت عباسی امکانسنجی نماید. پرسش اصلی این است که آیا اساساً عباسیان از زیرساختهای مورد نیاز برای چنین اقدام عمده و مهمی برخوردار بودند تا حدی که بتوانند روایات سنتی اسلام را بازنویسی یا آیین جدیدی تحمیل کنند؟ روش تحقیق مبتنی بر تحلیل منابع غیراسلامی همعصر عباسیان و متأخر از آنان و گزارشهایی درباره برخی شواهد مادی است. یافتهها نشان میدهند که ناپایداری سیاسی ناشی از تفرقههای داخلی، رقابتهای خانوادگی و شورشهای منطقهای، انسجام خلافت را تضعیف کرده بود. گستردگی جغرافیایی امپراتوری نیز، همراه با تنوع فرهنگی و سیاسی جوامع غیرعرب یکسانسازی روایی را غیرممکن میساخت. از سوی دیگر تنوع مذهبی و قومی در میان اعراب، موجب ایجاد شبکههای روایی مستقل شده بود. همچنین تعاملات سیاسی، تجاری و فرهنگی با بیزانس، پارسیان و ارمنیان، آگاهی گسترده از روایت سنتی اسلام را تقویت میکرد. شواهد مادی، از جمله نسخههای کهن قرآنهای کشف شده و کتیبههای اموی نیز تثبیت زودهنگام هویت اسلامی و وجود این موانع را تأیید میکنند. نتیجه کلی این است که موانع ساختاری و شواهد مادی، امکان جعل یا بازنویسی تاریخ اسلام را توسط عباسیان بهشدت محدود و نامحتمل میسازند.