تبیین مفهوم نقض اساسی و عدم اجرای اساسی قرارداد (در کنوانسیون بیع بین‌المللی کالا 1980، سایر اسناد بین المللی و مقایسه با حقوق ایران)

نویسندگان

1 دانشیار گروه حقوق خصوصی، دانشکده حقوق، دانشگاه قم.

2 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی، دانشکده حقوق، دانشگاه قم.

doi
10.22091/csiw.2019.3808.1480
چکیده

مقررات متعددی در کنوانسیون بیع بین­المللی کالا با مفهوم «نقض اساسی قرارداد» پیوند خورده است که از جملة آنها حق فسخ فروشنده و خریدار، حق مطالبة کالای جایگزین توسط خریدار، انتقال ضمان معاوضی و نقض قابل‌پیش‌بینی است. مفهوم مذکور یکی از مهم­ترین و چالش‌برانگیزترین مفاهیم درکنوانسیون مزبور است. در دیگر اسناد بین‌المللی به جای این مفهوم، تعبیر «عدم­اجرای­اساسی­ قرارداد» به کار رفته است. این نوشتار درصدد پاسخگویی به این سؤال است که آیا «نقض­ اساسی قرارداد» و «عدم ­اجرای­اساسی ­قرارداد» مفهوم واحدی هستند یا دو مفهوم متفاوت و اگر دو مفهوم متفاوت‌اند نقاط اشتراک و افتراق آنها چیست؟ جهت پاسخگویی به این سؤال، این دو مفهوم از حیث تعریف، عناصر و آثار مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار می­گیرند. در انتها به بررسی این امر می­ پردازیم که آیا این مفاهیم یا نظائر آنها در حقوق مدنی ایران پیش­ بینی شده است یا خیر، و اگر پیش‌بینی نشده، نهادهای حقوقی ایران تا چه اندازه با این مفاهیم قرابت دارند؟ از خلال این تحقیق معلوم می‌شود که علی‌رغم وجود اختلاف در تعریف، عناصر و آثار این دو مفهوم، تفاوت ماهوی و اساسی بین آنها وجود ندارد. همچنین، اگرچه مفهوم نقض اساسی در حقوق مدنی ایران دیده نمی­ شود، اما سازِکار موجود در حقوق ایران (خیارات) به سازِکار کنوانسیون بیع بین­ المللی کالا نزدیک است و مصادیق خارجی فسخ طبق قانون مدنی ایران به مراتب کم­تر از مصادیق خارجی فسخ طبق کنوانسیون بیع است.