ارزیابی یک نظریه: بورژوازی کمپرادور در ایران معاصر (با تأکید بر خانواده رشیدیان)
نویسندگان
1 دانشیار گروه تاریخ و تمدن اسلامی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 دکتری از گروه تاریخ، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
3 استادیار گروه علوم سیاسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.
doi
10.22111/jhr.2025.50699.3747چکیده
قشربندی اجتماعی یکی از موضوعات مهم در حوزه جامعهشناسی تاریخی بشمار میرود چراکه ساختار قشربندی و نوع طبقات اجتماعی در هر جامعهای نه تنها میتواند در حوزه واکاوی تاریخ اجتماعی یک کشور، بلکه در زمینه بررسی بخشی از تاریخ سیاسی، فرهنگی و اقتصادی آن نیز به نوعی اثرگذار باشد. هدف این مقاله، شناخت و ارزیابی یکی از اقشار اجتماعی تاریخ سده اخیر ایران یعنی بورژوازی کمپرادور یا همان طبقه سرمایهدار وابسته با تمرکز بر عملکرد یکی از خاندانهای متنفّذ دوره پهلوی و منتسب به این قشر به نام رشیدیان است، چنانکه بر محور این سوال تدوین گردید که:آیا رشیدیانها را میتوان بعنوان یک نمونه از وجود قشر بورژوازی کمپرادور در ایرانِ معاصر دانست؟ بر این مبنا، ما با روش پژوهش کتابخانهای بر اساس گردآوری دادهها از منابع و اسناد تاریخی، و شیوه پژوهش تحلیلی با تاکید بر واکاوی ویژگیهای قشر بورژوازی کمپرادور و تطابق آن با خصایص خانواده رشیدیان سعی کردیم به سوال مزبور پاسخ دهیم. یافتهها دالِّ بر این است که رشیدیانها تقریباً همه مشخصات طبقه سرمایهدار وابسته در حوزههای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را داشتند چنانکه همکاری وارتباط تنگاتنگ با دولت خارجی و مقابله با نیروهای ملّیگرا از یکسو و رویکرد محافظهکارانه و ارتجاعی در حوزه سیاست داخلی از سوی دیگر، بعلاوه وابستگی فرهنگی، نوکیسگی، لمپنمآبی و مشی فکری کاملا منفعتطلبانه، همچنین در حوزه اقتصادی نیز رانتخواری و انحصارطلبی از یک طرف و ایفای نقش پُررنگ در بازار واسطهگری، دلّالی و کارچاقکنی از طرف دیگر، همگی حکایت از ماهیّت بورژوازی کمپرادور رشیدیانها داشت.