اندیشهی شعوبیگری مُوَلَّدان در اندلس؛ علل و زمینهها
نویسندگان
1 استادیار گروه الهیات و معارف اسلامی، دانشکده علوم انسانی، واحدگرگان، دانشگاه آزاداسلامی،گرگان،ایران.
2 استادیار گروه الهیات و معارف اسلامی، دانشکده علوم انسانی، واحدگرگان، دانشگاه آزاداسلامی،گرگان،ایران
doi
10.22111/jhr.2025.51084.3757چکیده
مُوَلَّدان (نومسلمانان بومی) از جمله گروههایی بودند که نقش مهمی در تحولات سیاسی و اجتماعی دورهی حکومت امویان اندلس ایفا کردند. آنان با گروش به اسلام، خواهان حقوق برابر با اقلیت عرب بودند. اما محرومیت سیاسی، فقر و فشار اقتصادی، تبعیض اجتماعی و نژادی که از جانب حاکمان اموی و عربها علیه آنان اعمال شد، زمینهی شورش و اعتراض آنها را فراهم ساخت. ابتدا بسیاری از مُوَلَّدان برای احقاق حقوق خود به مبارزهی نظامی علیه حاکمیت دست زدند. اگرچه با آغاز خلافت عبدالرحمن سوم (حک؛ 300-350ق) این شرایط تا حدود زیادی تغییر کرد و سیاستهای مسالمتجویانه و تسامح و تساهل قومی و نژادی و دینی عبدالرحمن ناصر خلیفه اموی و فرزندش حکم ثانی (حک؛350-362ق) سبب شد مُوَلَّدان مجال بیشتری برای مشارکت در ساختارهای سیاسی و اجتماعی جامعه اندلس یابند، اما در این میان عدهای از آنان با تاکید بر هویت نژادی و قومیشان به فعالیتهای فرهنگی و فکری در قالب ستایش و جانبداری از استعداد و توانایی عجمان علیه تعصب نژادی و برتری قومی عرب-ها پرداختند و به تدریج با ضعف حکومت اموی در آندلس و شکلگیری دولتهای مستقل، حالت دفاعی تبدیل به هجوم و انکار صریح نژاد عرب توسط مُوَلَّدان شد که در رسالهی شعوبیه ابن غرسیه به اوج رسید.