سیاست متحدالشکل‌کردن لباس و هویت رسمی جدید ایرانی در جامعه عرب خوزستان (عصر پهلوی اول)

نویسندگان

1 دانشجو دکتری گروه تاریخ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی

2 استاد، گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
10.22111/jhr.2025.49493.3713
چکیده

سیاست متحدالشکل کردن لباس ایرانیان به‌عنوان یکی از ارکان نمادین برساختن هویت جدید ایرانی در سرتاسر دوره پهلوی اول دنبال شد. اجرای این سیاست در مناطق مختلف کشور و در قبال اقوام مختلف، رویه‌های خاصی را ایجاب می‌کرد. جامعه‏ی عرب خوزستان یکی از حوزه‌های قومی بود که در معرض این سیاست قرار گرفت. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که این سیاست در جامعه عرب خوزستان با کدام تدابیر و شیوه‌های عملی دنبال شد و چه واکنش‌هایی را از سوی این جامعه‌ی قومی در پی داشت؟ تحقیق حاضر با روش تاریخی و استفاده از منابع دست اول مانند اسناد و نشریات صورت گرفته است. یافته‏های تحقیق حکایت از آن دارد که کارگزاران حکومت درزمینه‌ی اجرا و پیشبرد اقدامات خود به دو روش متوسل شدند؛ نخست استفاده از سازمان آموزش رسمی و دستگاه‌های اداری و دوم جلب نظر شیوخ و نخبگان جامعه‌ی موردنظر. آن‌ها بنا به ملاحظات و موقعیت اجتماعی و منافع مادی با این سیاست همراهی‌هایی نشان دادند. درواقع کارگزاران می‏دانستند که بدون جلب نظر و همراهی این شیوخ نمی‏توانند برنامه‏های موردنظر خود را در منطقه پیاده سازند. به‌علاوه نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که جامعه عرب خوزستان علاوه بر روش‌های نافرمانی جمعی، با تن دادن به مهاجرت به کشور همسایه عراق، در قبال این سیاست از خود واکنش نشان دادند. بدین ترتیب نتایج تحقیق این مهم را آشکار ساخت که سیاست متحدالشکل کردن لباس مردم عرب خوزستان نه‌تنها به پیشبرد سیاست هویت جدید و رسمی یاری نرساند، بلکه آن را با چالش تازه‌ای نیز روبرو ساخت.