بررسی و تحلیل هویت ایرانی در بستر همگون‌سازی ایلخانان با جامعه ایران

نویسندگان

1 (نویسنده مسئول)دانشیارگروه تاریخ دانشگاه سیدجمال الدین اسدآبادی

2 استادیارگروه تاریخ دانشگاه سیدجمال الدین اسدآبادی

3 دانشجوی دکتری تاریخ اسلام ، دانشگاه‌لرستان. لرستان. ایران.

doi
10.22111/jhr.2025.46713.3613
چکیده

به دنبال سقوط ساسانیان در قرن اول هجری و سپس هجوم مغولان به ایران در قرن هفتم هجری و فروپاشی ساختارهای جغرافیایی، ملی و اجتماعی ایران، مورخان ایرانی درصدد بازتولید هویت ایران در قالب یک جامعه آرمانی و نمادین، در پرتو مؤلفه‌های سیاسی، فرهنگی و جغرافیایی برآمدند. تحقیق حاضر با استفاده از روش توصیفی، تحلیلی و نظریه «جامعه نمادین» بندیکت اندرسون می‌کوشد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که مورخان ایرانی عصر ایلخانان چگونه و با استفاده از چه رویکردهایی و بر پایه چه مؤلفه‌هایی به بازتولید هویت ایرانی پرداختند؟ یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که مورخان ایرانی در دوره ایلخانان نوعی آرمان و تصور مشترک از فرهنگ، جغرافیا و تاریخ ایران‌زمین در دوران باستان داشتند و در پرتو قدرت تصور، تخیل و نمادپردازی و با استفاده از رویکردهایی همچون جابجایی مفهوم پایداری سیاسی، دیگرسازی، تشبیه‌سازی و تطبیق‌سازی و مؤلفه‌هایی همچون تأکید بر فره‌ایزدی، شیوه حکمرانی ایرانی، مفاخر فرهنگی و جغرافیای سرزمین ایران به بازنگری جامعه نمادین ایرانی و بیان علت وجودی مملکت ایران پرداختند. درواقع مهم‌ترین اقدام در راستای رسیدن به این منظور دخالت در مقوله‌ی تاریخ و تاریخ‌نگاری بود که اهمیت و کارکرد آن در جهت مشروعیت بخشی بوده و مورخان این دوره اهتمام خود را در این مسیر به کار گرفتند بود.