نقش ادبیات در تحولات گفتمان محیط زیستی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان ، کردستان، ایران

doi
10.52547/hlit.2022.226992.1122
چکیده

ادبیات در تعامل و گفت‌وگوی دائمی با جامعه و محیط اعم از محیط زیست طبیعی و مصنوعی است. به موازاتی که از تحولات گفتمانی از جمله گفتمان محیط زیست تأثیر می‌پذیرد، می‌تواند در تغییر و تحولات گفتمانی نقش ایفا کند. در این مقاله ضمن معرفی مدل کاربردی سه گانۀ ادبیات به‌عنوان بوم‌شناسی فرهنگی، به سه نقش ادبیات در مواجهه با گفتمان‌های محیط زیستی پرداخته شده است. این سه نقش عبارت‌اند از: فراگفتمان فرهنگی‌ـ منتقدانه، ضد گفتمان تخیلی و سوم میان‌گفتمان الحاق مجدد. در ادامه به نقد و بررسی نمونه یا نمونه‌هایی از آثار ادبی در هر یک از این نقش‌ها در تاریخ ادبیات معاصر پرداخته شده است. مبتنی بر این پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که ادبیات قادرست با استفاده از انرژی تخیل و ایجاد جهان‌های ممکن، سه عملکرد برجسته داشته باشد: نقد و اصلاح گفتمان محیط زیستی موجود، جایگزینی یکبارۀ گفتمان محیط زیستی به حاشیه رانده یا فراموش شده و دیگر، گفت‌وگو و آشنایی گفتمان‌های محیط زیستی متنوع و نزدیک کردن آن‌ها به یکدیگر. هرسه کارکرد ادبیات می‌تواند در برجسته ساختن و پیشگیری از مخاطرات محیط زیستی که غالباً به دلیل تدریجی بودن از چشم یک نسل پنهان است، نقش قابل توجهی داشته باشد.