بررسی مواضع قدرت های خارجی(روسیه و انگلیس) در مواجهه با جنبش مشروطه ایران و اندیشه مشروطه خواهی افغانستان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام ،گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی ، دانشگاه فردوسی،مشهد، ایران.
2 دانشیار گروه تاریخ دانشکده ادبیات و علوم انسانی ، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران
3 دانشیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی ، دانشگاه سیستان و بلوچستان،، ایران.
doi
10.22111/jhr.2024.46842.3625چکیده
ایران و افغانستان دو کشور مهم در غرب آسیا هستند که قدرتهای خارجی، مخصوصاً انگلیس و روسیه، همیشه سعی داشتهاند آنها را تحت نفوذ خود قرار دهند. این پژوهش به بررسی سیاستهای انگلستان و روسیه در قبال جنبشهای مشروطهخواهی ایران و افغانستان در اوایل قرن بیستم میپردازد. همچنین به تحلیل رفتارها و اقدامات انگلیس و روسیه در مقابله با این جنبشها پرداخته و روابط و تعارضات آنها را با جنبشهای مشروطهخواهی موردتوجه قرار میدهد. در ادامه، به ارزیابی پیامدهای این دو قدرت بر روی روابط بینالمللی منطقه و جهان اشاره نموده و نقش آنها را در تحولات معاصر دوره مشروطیت ایران و افغانستان میسنجد. این مقاله با استفاده از منابع تاریخی و مستندات، زبان فارسی، روسی و انگلیسی سعی دارد تا یک نگاه جدید و جامع از سیاستهای قدرتهای بزرگ در مواجهه با مشروطه ایران و اندیشه مشروطهخواهی افغانستان ارائه دهد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که روسیه بهصورت آشکار و نظامی در برابر جنبش مشروطه ایران مداخله کرده است، درحالیکه انگلیس بهصورت مخفیانه و دیپلماتیک در برابر اندیشه مشروطهخواهی افغانستان قرارگرفته است. این تحقیق همچنین نشان میدهد که هماهنگی بین این دو قدرت برای مبارزه با جنبش مشروطهخواهی نقش مهمی داشته است. نتایج این مطالعه میتواند برای جنبشهای معاصر آزادیخواهی مردمی چشماندازی روشن ایجاد کند.