دورسنجی تبخیر- تعرق واقعی و ضریب گیاهی سیب با استفاده از تصاویر سنجنده مودیس و مدل سبال (مطالعه موردی: دشت اهر، ایران)

نویسندگان

1 دانشیار بخش مهندسی آب، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری

2 دانشجوی دکتری آبیاری و زهکشی، بخش مهندسی آب دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری

doi
چکیده

رخداد گرمایش فراگیر و پیآمد آن تغییر اقلیم، تولید گیاهی را در برخی از اقلیم ها با چالش روبه رو کرده است. با توجه به اقلیم خشک و نیمه خشک ایران و کمبود آب شیرین، یکی از راهکارهای کاهش اثرات تنش آبی بهبود مدیریت منابع آب و سرانجام افزایش کارآیی مصرف آب است. برآورد دقیق تبخیر- تعرق و نیاز آبی گیاهان در گستره وسیعی می تواند در بهبود مدیریت کشت و تخصیص آب کارآمد باشد. در این پژوهش از تصاویر سنجنده مودیس و مدل سبال، که یکی از پرکاربردترین و دقیق ترین مدل های سنجش از دور می باشد، برای برآورد دقیق تبخیر- تعرق واقعی در دشت اهر در استان آذربایجان شرقی و در سال زراعی 93-92 استفاده شد. اساس محاسبات در این مدل بر معادله ترازمندی تابش در سطح زمین استوار است. مدل سبال با استفاده از دمای سطحی، بازتابندگی سطحی و نمایه تفاوت نرمال شده گیاهی (NDVI) پارامترهای این معادله را برآورد می کند. یافته های به دست آمده نشان داد که تبخیر- تعرق واقعی از آغاز فصل (با 0/59 میلی متر بر روز) تا نیمه های تابستان روندی افزایشی داشت، به گونه ای که در 27 تیر 93 مقدار آن به بیشینه (10/1 میلی متر بر روز) رسید. نقشه های پراکندگی مکانی شاخص های گیاهی و پارامترهای معادله تراز تابش نشان داد که مناطق جنوبی دشت که بالاترین تراکم گیاهی را دارا هستند، بیش ترین میزان تبخیر- تعرق واقعی را به خود اختصاص داده اند. نتایج مقایسه آماری بین تبخیر- تعرق واقعی حاصل از مدل سبال و روش معیار پنمن- مانتیث- فائو نیز نشان داد که در سطح اطمینان 95 درصد اختلاف معنی داری میان این دو روش وجود ندارد. همچنین همبستگی بالایی (0/92= r) میان داده های دو روش دیده شد. ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) برابر با 0/96 میلی متر بر روز برآورد شد، که نشان دهنده دقت پذیرفتنی مدل سبال در برآورد تبخیر- تعرق در منطقه می باشد. از یافته های این پژوهش نتیجه گرفته می شود که برآورد تبخیر- تعرق با روش سنجش از دور، برآورد دقیقی از پهنه فراهم می کند و این برتری خوبی بر روش های نقطه ای است.