دگرگونی‌های گفتمان سیاسی صفوی؛ حرکت بین خطوط تصوف، سلطنت و فقاهت

نویسندگان

1 پژوهشگر و دکترای جامعه‌شناسی سیاسی از گروه جامعه شناسی،دانشکده علوم اجتماعی ، دانشگاه علامه طباطبائی،تهران ،ایران

doi
10.22111/jhr.2023.44401.3510
چکیده

تصور غالب دربارۀ گفتمان صفویان به سیطره تشیع و فقه شیعی در جایگاه نیروی سیاسی برتر مربوط می‌شود؛ اما صفویان ریشه و مَنِشی صوفیانه داشتند که پس از سلطنت با فقاهت شیعی پیوند خورده است.بنابراین، شاهان صفوی از سه شأن مرشدی صوفی، شاه ایرانی و فرمانرای شیعه برخوردار بوده‌اند. در این چارچوب، مسئلۀ پژوهش حاضر بر نحوۀ تعامل این سه و ماهیت این سه نیرو و شأن سیاسی حاکمان صفوی متمرکز است و برای بررسی آن، این پرسش مطرح شده است که دگرگونی‌های تاریخی در جایگاه سیاسی و اجتماعی صفویه چه تأثیری بر روی نیروهای سیاسی عمده و حاکمیت سیاسی آموزه‌های آنان داشته است؟ عمده‌ترین یافتۀ پژوهش برای پاسخ بدین پرسش نشان داده است که ماهیت سیاسی صفویه و آموزه‌های آن از آغاز حیات فرقه تا پایان حکومتش چندرگه بود که از وجهی کاملاً صوفی‌گرایانه به سلطنت تغییر کرد که به معنای حذف کامل آموزه‌ها و برخی شئون صوفیانه نبود و توانایی سیاسی نیروی علما و آموزه‌های فقاهت شیعی را با سلطنت همراه کرد که احیای سلطنت ایرانی و تداوم آن را در پی داشت و نه سلطۀ سیاسی یک نیروی سیاسی جدید با حاکمیت فقاهت. بنابراین، به نظر می‌رسد که تصور غالب مبنی بر تسلط سیاسی فقاهت موضوعیت ندارد.