واکنش عملکرد و اجزای عملکرد پنبه به تعدیلکنندههای تنش در شرایط شور در تاریخ کاشت رایج و تأخیری
نویسندگان
1 گروه زراعت و اصلاح نباتات، واحد سبزوار، دانشگاه آزاد اسلامی، سبزوار، ایران. رایانامه: shenavaeimasome@gmail.com
2 نویسنده مسئول، گروه زراعت و اصلاح نباتات، واحد سبزوار، دانشگاه آزاد اسلامی، سبزوار، ایران. رایانامه: armin@iaus.ac.ir
3 گروه زراعت و اصلاح نباتات، واحد سبزوار، دانشگاه آزاد اسلامی، سبزوار، ایران. رایانامه: hamidmarvi@yahoo.com
doi
10.22059/jci.2022.329260.2603چکیده
امروزه استفاده از تعدیلکنندههای تنش بهعنوان یک راهکار مفید و کمهزینه برای کاهش اثرات تنشهای محیطی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. بهمنظور بررسی اثر نوع تعدیلکننده مصرفی بر عملکرد و اجزای عملکرد پنبه در شرایط شور در دو تاریخ کشت متفاوت، آزمایشی بهصورت کرتهای یکبار خردشده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در دانشگاه آزاد اسلامی واحد سبزوار در دو سال 1397 و 1398 انجام شد. فاکتورهای موردبررسی تاریخ کاشت (کشت رایج و تأخیری) بهعنوان کرت اصلی و نوع تعدیلکننده تنش (شاهد، سالیسیلیکاسید mM4 و 2، گلایسین بتائین mM 100 و 50 و سدیم نیتروپروساید μM 200 و 100) بهعنوان کرت فرعی بودند. بالاترین تعداد غوزه در بوته در سال اول با محلولپاشی سالیسیلیکاسید mM2 (1/10) و در سال دوم با محلولپاشی سالیسیلیکاسید mM4 (58/7) بهدست آمد. درحالیکه در کشت رایج محلولپاشی با سالیسیلیکاسید mM4 سبب افزایش عملکرد وش (6/45 درصد) شد، اما در کشت تأخیری عملکرد وش واکنشی به نوع تعدیلکننده نشان نداد. در سال اول محلولپاشی با سدیم نیتروپروساید μM100 هم در کشت رایج و هم در کشت تأخیری بالاترین عملکرد الیاف را داشت، اما در سال دوم محلولپاشی با سالیسیلیکاسید mM2 عملکرد الیاف بیشتری را تولید کرد. در مجموع نتایج این آزمایش نشان داد بیشترین عملکرد وش در پنبه در شرایط شور در کشت رایج و محلولپاشی سالیسیلیکاسید mM4 بهدست میآید.