واکاوی منازعات اهل حدیث با امامیه در مقولهی «جامعه سازی»
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه آیت الله بروجردی(ره) لرستان ایران
2 پژوهشگر و دکترای تاریخ اسلام تاریخ اسلام.قم .ایران
3 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه آیت الله بروجردی(ره) لرستان، ایران.
doi
10.22111/jhr.2022.41179.3317چکیده
متوکل (232-247 ق) دو سال پس احراز مسند خلافت، از اندیشه معتزله رخ برتافت و روی به اهل حدیث نهاد و تمامی امور دینی حکومت را به اهل حدیث واگذار کرد. با این رویداد، ضمن حکومتی شدن اندیشه اهل حدیث و سلطه آنان بر ساختار اندیشه دینی، نوعی از داد و ستد فکری- سیاسی میان خلیفه و اهل حدیث شکل گرفت. در این شرایط، امامیه که با انتقال کانون امامت به سامرا مواجه شدهبود، در برابر خود شبکه محدثان نقلگرایی را میدید که ضمن شکلدهی به جامعهی جدید دینی، اعتقاداتشان، پهلو به معارف شیعه میزد. این مقاله در پی پاسخ به چگونگی این رخداد و بازکاوی آن در مفهوم «جامعهسازی» و بهعبارتی ساخت جامعهای نو، آن هم متناسب با فهم خود از آموزههای دینی است. کوشش تحقیق پیشرو، واکاوی تعامل و نزاعهای اهل حدیث و امامیه با روش توصیف و تبیین دادههای حدیثی-تاریخی و بر اساس نظریهی «تعامل سیاسی-فرهنگیِ دین و قدرت در عصر دوم عباسی» میباشد. یافتههای پژوهش حکایت از تکاپوی جریان اهل حدیث برای جامعهسازی، با تعابیر جدید از مفاهیمی مانند «سواد اعظم»، «جامعهاسلامی» و «دین حداکثری» دارد که اندیشه اهل حدیث را پشتیبانی و تایید میکرد. امامیه نیز با بهرهگیری از پردازش حدیث، تبیین حدیث و شرح شبکه امامت شیعی، به کارزار این رویداد فرهنگی رفت.