هویت ایرانی –اسلامی در پرتو اندیشه خودی و دیگری در تاریخ‌جهانگشای نادری

نویسندگان

1 استادیار ،گروه تاریخ، دانشگاه سید جمال الدین اسدآبادی، همدان، ایران

2 دانشیار گروه تاریخ دانشگاه خوارزمی. دانشکده ادبیات ایران تهران

doi
10.22111/jhr.2022.37023.3034
چکیده

شناخت جایگاه «خودی و دیگری» جهت مشخص نمودن استمرار روند هویت ایرانی-اسلامی در اندیشه میرزامهدی­خان استرآبادی مورخ عصرافشاریه و انگاره­های متأثر از آن بر نگرش وی در بازتاب روایات، رویدادها و رخدادها در نگارش جهانگشای نادری موضوع پژوهش حاضر است. مقاله حاضر بر آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی، به معرفى، بررسى و مطالعه­ى جهانگشای نادری از طریق درک مفهومى و روش­مند گزارش­هاى آن، به شناخت وجوه عمده­ى حیات سیاسى، مذهبی و اجتماعى این برهه از تاریخ­ایران دست یابد، همچنین با شناخت دیدگاه استرآبادی در موضوع «خودی و دیگری»، بازتاب آن را در محتوا و روش تاریخ­نگاری وی بازجوید.یافته­های تحقیق نشان می­دهد در جهانگشای نادری، اخلاق، منش، ریاست نادر و تفکر ایرانشهری به عنوان عناصر تعریف کننده و تشخص بخش « خود» در کانون توجه استرآبادی بوده است و دیگر مسائل در نزد وی صرفاً بازتابی از این اندیشه هستند. همچنین از آنجا که تفکر، بینش، زبان و مفاهیم تاریخ­نگری و تاریخ­نگاری(معرفت­شناسی) و باورهای«خودی- دیگری» استرآبادی بخوبی درتاریخ جهانگشا به مثابه یک آینه، خود را نشان داده، بر این مبنا به نظر می­رسد هنگامی که از دیگری در مقابل خودی سخن می­گوید سه نوع از آن را به شکل دیگری«مذهبی- سیاسی- فرامرزی» مد نظر آورده باشد و همگی آنها را متهم به دخالت در امور داخلی ایران می­سازد.