اوج فراز و فرود سلسلههای پادشاهی در ایران در مراحل ششگانه(مطالعه موردی سلسله قاجار)
نویسندگان
1 استادیار ، گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم انسانی،دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شیراز، شیراز، ایران،
2 دانشیار، دانشکده علوم اجتماعی، گروه جامعه شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی - واحد جهرم- ایران
doi
10.22111/jhr.2022.42770.3402چکیده
تاریخ ایران همواره شاهد مراحل ششگانهی تشکیل تا فروپاشی سلسلههای گوناگون بوده است و این فرایند مستمر را به ویژه در دوره قاجاریه میتوان مشاهده کرد. هدف از نگارش این مقاله بررسی فراز و فرود سلسلههای پادشاهی با توجه به مراحل ششگانه در ایران و بررسی این فرآیند در عصر سلسله قاجار است. روش تحقیق تحلیلی و مبتنی بر روند پژوهشی در جامعهشناسی تاریخی جدید است، به این معنا که فرآیند تأسیس و سقوط یک خاندان سلطنتی یا یک حکومت در روندی ششگانه بررسی میشود که شامل ضعف و ناکارآمدی دولت مرکزی؛ فعال شدن جریانهای مرکز گریز؛ فروپاشی نظام حکومتی؛ از بین رفتن اقتدار حکومت، گسترش سرکشی و افزایش ناامنی با هجوم بیگانگان یا هرج و مرج داخلی؛ ظهور یک ناجی قدرتمند؛ و در نهایت سرکوب جریانهای مرکز گریز، تأمین امنیت و شروع استبدادی جدید است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که آقامحمدخان قاجار بهدنبال ضعف ناکارآمدی حکومت زندیه، فعال شدن جریان مرکز گریز در اواخر قرن هجدهم میلادی، فروپاشی نظام حکومتی زندیه و از بین رفتن اقتدار دولت مرکزی تأسیس شد. سلسله قاجاریه نیز در اوایل قرن بیستم با قتل ناصرالدینشاه و ناآرامیهای ناشی از نهضت تنباکو و انقلاب مشروطیت رو به افول نهاد و رضاشاه پهلوی در فرایندی مشابه جای او را گرفت. نتیجه کلی مطالعه، نشان از وجود روندی یکسان در تحولات تاریخی در چند سلسله پادشاهی اخیر به ویژه تا دوره قاجاریه دارد.