فرایند دگرگونی بافت روستایی در روند تحول نظام کاربری اراضی، با ارجاع به روستاهای ناحیة اردبیل (1355-1395)
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 استاد جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
چکیده
مردمان ساکن در کانونهای روستایی از دیرباز، بر بنیاد روابط و مناسبات حاکم بر زندگی و فعالیت خویش، بافتهای سکونتگاهی ویژهای را پدید آوردهاند که چه به لحاظ ساختاری- کالبدی و چه از نظر کارکردهای مختلف اجتماعی- اقتصادی، میراث گرانبهای تاریخی- تمدنی سرزمین بشمار میآیند. شناخت مجموعه نیروهای اثرگذار در برپایی این گونه بافتها و عوامل موثر در تحول و دگرگونی ساختاری – کارکردی آنها، راه را برای بازشناسایی روند تولید و شکلگیری فضاهای اجتماعی میگشاید. از این رو، دریافت علمی این گونه فرایندها و نیز چگونگی شکلپذیری انواع کاربری زمین در روند تحول اجتماعی- اقتصادی، از وظایف بنیادین پژوهشگران نظامهای فضایی، بویژه جغرافیدانان است. این مقاله، به عنوان مطالعهای موردی کوشش دارد، با تکیه بر راهبرد پویش ساختاری- کارکردی، ضمن شناخت عوامل و نیروهای اثربخش در شکلگیری انواع بافتهای روستاهای ناحیة اردبیل، روند تغییرات کاربریهای زمین و نقش آنها را در دگرگونی بافتهای روستایی در گذر زمان، بررسی و ارزیابی نماید. روش تحقیق در این بررسی، از نوع تشریحی- تحلیلی، مبتنی بر گردآوری دادهها و اطلاعات کتابخانهای و میدانی (مشاهده و مصاحبه) بوده است. نتایج نشان میدهد، تحول بافت از طریق تغییر جنبهها و ابعاد انواع کاربری زمین در این روستاها، با توجه به شرایط حاکم بر کل سرزمین، در راستای دگرگونی فضاها و نوعی همسویی با فضاهای شهری است. آشکار است که این گونه دگرگونی ها، پیوسته با جنبههای مثبت و منفی همراه بوده است.