خوانشی نو از سیر تاریخی روند مبارزه با مالاریا در قالب برنامههای توسعه (1327ـ1356ش)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام،گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانشیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
3 استاد گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان ایران
doi
10.22111/jhr.2021.38167.3112چکیده
مالاریا از مهلکترین بیماریهای انگلی و عفونی است که به رغم پیشرفت علم پزشکی درمان قطعی برای آن کشف نشده است. این بیماری در ایران تا دوره پهلوی(1320-ش1357ش)، یکی از دلایل اصلی مرگ و میر بود که به لحاظ گستردگی، پیامدهای آن اقشار آسیبپذیر مانند کشاورزان و کارگران را تهدید و استانهای مالاریاخیز را درگیر میکرد. شرایط محیطی، مسائل اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی در کنار عناصر اقلیمی نقش مهمی در شیوع بیماری داشتند. از این رو بررسی عملکرد دولت(1320-1356ش/1941-1978م)، به عنوان نهاد اداره کننده جامعه در مواجه با این بیماری همهگیر و معضلی که بر جنبههای مهم زندگی افراد از جمله ادامه حیات و معیشت تأثیر داشت، حائز اهمیت است. یکی از راهکارهای دولت در مقابله با بیماری، تبادل تجربه و هم اندیشی در پیشبرد گامهایی بود که در قالب برنامههای توسعه تبلور پیدا کرد. اما مقایسه اقدامات دولت و سازمان برنامه در ادوار مختلف نشان داد، فعالیتها همواره با کامیابی همراه نبوده است. از این رو بررسی علل موفقیت یا ناکامی دولت در کنترل و مهار مالاریا در برنامههای توسعه پرسش مطرح در پژوهش است. نتایج با بهرهگیری از مذاکرات مجلس شورای ملی و گزارشهای سازمان برنامه، به روش توصیفی- تحلیلی و پسارویدادی نشان داد، گرچه تغییر در سیاستگذاریهای بهداشتی از سوی برنامهریزان و دولت، با آغاز برنامههای توسعه(1327ش/1948م)، و تمرکز بر دلایل شیوع بیماری در کاهش عوامل بیماریزا و تقلیل تعداد بیماران مؤثر بود، متغییرهایی همچون تخصیص بودجه، تجهیزات و مساعدتهای جهانی دلایل کامیابی یا ناکامی در مبارزه با بیماری را روشن میکرد.