بررسی به‌گویی دشواژه‌ها در شاهنامه فردوسی: رویکردی معنی‌شناختی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان‌شناسی، دانشگاه پیام‌نور، تهران، ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام‌نور، تهران، ایران

doi
10.52547/hlit.2022.220807.1022
چکیده

در پژوهش حاضر سعی شده است که به عفّت و حیای کلام فردوسی از زاویه­­ای نو نگریسته شود. لذا به تحلیل سازوکارهای ساخت معنای به‌گویانه در شاهنامه فردوسی با استناد بر رویکردی معناشناختی و به پیروی از طبقه‌بندی وارن (1992) پرداخته شده است. وی با اتخاذ رویکردی صوری و معنایی انواع مختلف ارتباط که منجر به تغییر مصداق و نوآوری معنایی می‌شود را به ‌دست می‌دهد. این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی به انجام رسیده ‌است و داده‌های آن از شاهنامه فردوسی به ‌تصحیح جلال خالقی مطلق (1366-1386) استخراج شده ‌است. نمونه‌های به‌گویانة دشواژه‌ها در لابه‌لای بیت‌های شاهنامه جست‌وجو و پیدا شد؛ سپس ساخت معنایی آن‌ها بررسی و معنای ضمنی بین‌فردی و سازوکار به‌گویانۀ آن‌ها واکاوی شد تا به این اهداف نایل شویم: نخست، فردوسی چگونه از واژگان برای خلق معنای بافتی نو و بیان سرپوشیده پدیده‌های حساس استفاده کرده ‌است؟ و دیگر، فردوسی برای ایجاد به‌گویی در حوزة دشواژه‌ها از چه شگردهایی استفاده کرده‌ است؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مهم‌ترین شگردهای به‌گویانۀ فردوسی به‌ترتیب بسامد عبارت‌اند از: به‌گویی استعاری، واژة مبهم، اطناب به‌گویانه، استلزام معنایی به‌گویانه، به‌گویی کنایی، ویژه‌سازی به‌گویانه و واژگون‌سازی به‌گویانه. کاربرد مکرّر و ماهرانة دشواژه در متون منظوم و منثور کهن فارسی، بی‌توجهی یا درک نکردن معنای تلویحی به‌واژه‌ها و یا حذف آن‌ها توسط برخی شارحان شاهنامه، و نبود مطالعۀ به‌گویی در شاهنامه به‌روش‌های نظام‌مند زبان‌شناختی از دلایل اهمیّت این پژوهش است.