تاملی بر رویکرد انتقادی احسان طبری به باستان گرایی حکومت پهلوی

نویسندگان

1 استادیار گروه ایران شناسی و تاریخ، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه میبد، میبد، ایران.

doi
10.22111/jhr.2021.39645.3223
چکیده

 رویکرد انتقادی احسان طبری به ایدئولوژی باستانگرایی حکومت پهلوی، مواجهه‌ای‌ست ایدئولوژیک، خصمانه و ستیزه‌جویانه که در بافت گفتمانی و فضای سیاسی ایران در این دوره دارای معناست. طبری تلاش می‌کند به مثابه‌ی صدایی غیرهمگون و ناهمساز، گفتمان رسمیِ باستانگرایانه‌ی حکومت پهلوی را به چالش بکشد. این رویکرد، بیش از آنکه دغدغه‌ی اتکا بر مستندات تاریخنگارانه داشته باشد، خصلتی مبارزاتی، ایدئولوژیک و سیاسی دارد و تابعی ست از موقعیت سیاسی- ایدئولوژیکی مورخ در قامت یک ایدئولوگِ چپِ مبارز و دلبسته به منطق نظری مارکسیسم در بازخوانی تاریخ. این رویکرد انتقادی، واجد چند خصلت پراهمیت است: نخست اینکه روایت رسمیِ تفاخرآمیز و پرشکوه حکومت پهلوی از مفهوم بنیادینِ شاهنشاهی را در چشم‌اندازی اخلاق‌گرایانه- عبرت آموز و با گنجاندن آن ذیل مفهوم انحطاط، به چالش می‌کشد، دوم اینکه خصلت‌های نژادی- ملی‌گرایانه‌ی این ایدئولوژی باستانگرایانه را با اتکا بر مفهوم انترناسیونالیسم مورد حمله قرار می‌دهد، و سوم، با طرح برخی دیدگاه‌های انتقادی، نهادسازی‌های برآمده از این جهان‌بینی باستانگرایانه را برآمده از نوعی توهم تاریخی ارزیابی می‌کند که راه به شوینیسم نهادین می‌برد. در این پژوهش، با رویکردی تحلیلی، بینش انتقادی احسان طبری به ایدئولوژی باستانگرایی حکومت پهلوی مورد واکاوی قرار خواهد گرفت و تلاش می‌شود تا لایه‌های متعدد این رویکرد انتقادی و عوامل موثر بر شکل‌گیری آن و نیز بسترهای برسازنده‌ی آن به پرسش گرفته شود.