تعیین مقدار بهینه قدرت بازار برای حداکثر سازی عملکرد صنعت بانکداری

نویسندگان

1 استاد اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد

2 استاد اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد

3 دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22034/ecoj.2021.40306.2665
چکیده

هدف این مقاله، مطالعه مقدار بهینه قدرت بازار بانکداری برای حداکثر­سازی عملکرد آن می­باشد. برای این منظور با استفاده از آمارهای 170 کشور طی سال­های 2017-1995 به صورت ترکیبی از مدل گشتاورهای تعمیم­یافته سیستمی دو­مرحله­ای (Two-Step System GMM) برای آزمون و تخمین رابطه بین متغیرها استفاده شده است. پس از بررسی ایستایی متغیرها و روابط هم­انباشتگی مدل­ها، میزان اثرگذاری هر کدام از متغیرها بر شاخص­های عملکرد، مدل­ها تخمین و مورد بررسی قرار گرفتند.نتایج مطالعه نشان می­دهد فرضیه­های ساختار-رفتار-عملکرد ((SCP و ساختارکارآ (ES) تایید می­شوند و فرضیه قدرت نسبی بازار RMP)) رد می­شود. یک رابطه U وارون بین تمرکز و سودآوری بدست آمد که تا سطح آستانه 164/0 برای شاخص لرنر، با افزایش تمرکز، سودآوری افزایش و بعد از آن کاهش می­یابد  و رابطه بین تمرکز و کارایی، U شکل است که بعد از سطح آستانه 25/0 برای شاخص لرنر، کارایی افزایش می­یابد. لحاظ کردن کیفیت نهادی باعث می­شود تا رابطه بین تمرکز و سودآوری به صورت U شود. لذا کیفیت نهادی باعث تعدیل اثرات نامطلوب قدرت بازار بر سودآوری می­شود. همچنین لحاظ کردن کیفیت نهادی باعث می­شود تا رابطه بین تمرکز و کارایی به صورت U وارون گردد.  به این معنی که در محیط با کیفیت نهادی پایین، قدرت بازار باعث ناکارایی و فرضیه زندگی آرام تایید می­شود و در محیط نهادی با کیفیت بالا، قدرت بازار باعث کارایی بیشتر و فرضیه زندگی آرام رد می­شود.