لزوم بازتعریف اولویتهای منطقهای ایران در نظام بینالملل آینده از منظر سازهانگاری (با نگاهی به جنگ 12روزه)
نویسندگان
1 دانشیاردانشکده معارف و اندیشه اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
چکیده
دگرگونیهای پُرشتاب کنونی جهان و کوتاهشدن مسیر رسیدن به دوران تثبیت ساختار آینده نظام بینالملل باعث شده تا توجه به نگرشهای کوآنتومی بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. دوران جدیدی که در آن نظمهای منطقهای حرف اول را میزنند. تمام شواهد نشان می دهد که ساختار تک-چندقطبی نظام جهانی در حال حرکت به سوی ساختار چندقطبی-چندمحور است. اگرچه هنوز تا زمان تکوین و تثبیت این ساختار نوین فاصله داریم، اما درباره اینکه در نظم جدید جهانی سویههای هنجاری پُررنگتر از قبل است، اتفاقنظر وجود دارد. در چنین دورانی که اصلیترین نمود آن «پراکندگی قدرت» است، بخشی از کمتوانیهای مادی ایران برای نقشآفرینی موثر در محدودههای منطقهای با بهرهمندی از ظرفیت بالای معنایی ایران اسلامی قابل ترمیم است. البته تحقق اینها در صورتی است که سیاست خارجی کشور با انتخاب صحیح ترجیحات و اولویتهای منطقهای بتواند از این شرایط بهرهبرداری حداکثری نماید. هدفی که با سپری کردن تجربه جنگ 12روزه بهعنوان گرانیگاه تحولات آتی منطقه، نسبت به قبل در دسترستر است. در همین پیوند کنکاش برای یافتن اولویتهای منطقهای سیاست خارجی ج.ا.ایران در نظام بینالملل آینده آنهم از زاویه دید سازهانگاری مسئله اصلی این نوشتار را تشکیل داده است. یافتههای مقاله حکایت از آن دارد که در نظام بینالملل آینده بهحسب پویاییهای نوین نظمهای منطقهای ضروری است تا سیاستگذاران دستگاه سیاست خارجی به دنبال برقراری توازن میان دو منطقه اصلی و موثر «حوزه تمدنی ایران/ایران فرهنگی» و «خاورمیانه عربی-آسیایی» باشند، امری که در سالهای قبل چندان مورد توجه قرار نگرفته و باعثشده تا با غفلت از ظرفیتهای موجود در منطقه ایران فرهنگی، فرصتهای زیادی از بین برود. ادعایی که در این مقاله با بررسی نوع واکنش کشورهای این دو منطقه در قبال جنگ 12روزه ایران با اسرائیل هم راستیآزمایی شد و مشخص شد که تداوم قصور در توجه به این منطقه در نظام بینالملل آینده حتما خُسرانآفرین خواهد بود.