تأثیر تمایز رویکردیِ حقوق مدرن و حقوق سنّتی بر روششناسیِ حقوقی
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق خصوصی دانشگاه قم
2 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی دانشگاه قم .
doi
10.22091/csiw.2018.1312.1086چکیده
سنتگرایی و مدرنیسم رویکردهای متمایزی در هستیشناسی، شناختشناسی و انسانشناسی برگزیدهاند. این نوشتار نسبت این تمایز در روششناسی حقوقی را بررسی میکند و به این پرسش پاسخ میدهد که روششناسیِ مدرن چه فرایندی را سپری کرده و این فرایند چه تأثیری بر روششناسیِ حقوقیِ مدرن بر جای گذاشته است و آیا این تأثیرها ماهیت حقوق مدرن و حقوق سنّتی اسلام را متأثر ساخته است؟ رهیافت این پژوهش مدرنیسم را جایگزینی شناختشناختی با هستیشناسی میداند که خود را در قالب پژوهش باز مینماید و پارادایم علمِ فیزیکمحور را به دیگر علوم تسرّی میدهد. حقوق مدرن نیز خود را علم بهمثابة روش اثباتی معرفی میکند که حقوقی متمایز، عینی، سکولار و رسمیشده را شکل میدهد؛ در حالی که حقوق سنّتی با پذیرش متافیزیک، روش را کاشف از واقع میداند، نه ایجادکنندة آن. در این رویکرد حجیت قطع مشروعیتبخش روششناسی است که آن را غیرمتمایز و غیرعینی، ذیل الهیات و ملتزم به گزارههای دینی و اخلاقی میکند.