بازتاب مؤلفههای ملی در محتوای کتب درسی جغرافیا از سال 1332 – 1357 ش در دوران پهلوی دوم کاربست نظریه تحلیل گفتمان تاریخی روث وداک
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تاریخ ایران، گروه تاریخ، دانشکدۀ ادبیات، واحد یادگار امامخمینی (ره) شهرری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 گروه تاریخ دانشگاه آزاد اسلامی واحد یادگار امام خمینی (ره)شهرری،تهران،ایران نویسنده مسئول
doi
10.22111/jhr.2021.38666.3149چکیده
جغرافیا از مهمترین شاخههای دانش بشری است که میتواند محل تجلی مولفههای ملی باشد. درک و دریافت واقعبینانه از پدیدههای طبیعی و انسانی، بررسی تاریخچه جاینامها و استناد به شواهد تاریخی برای تعیین حدود قلمروی سکونت یک گروه از مردمان متضمن ایجاد یک قلمروی ذهنی نیز هست که در پس آن امکان تعریف شدن «ما» و «دیگری» فراهم میشود. این مقاله، با ارجاع به اصول روششناختی نظریه تحلیل گفتمان تاریخی روث وداک، درصدد است تا رابطه بین مؤلفههای ملی مدنظر حکومت در دوره پهلوی دوم و چگونگی طرح گزارههای علمی در کتابهای درسی جغرافیایی را صورتبندی کند. در نهایت، روشها و تکنیکهای تعریف شدن ایران به مثابه یک موجودیت سیاسی در خلال محتوای کتابهای درسی جغرافیا در دوره پهلوی دوم بررسی خواهد شد تا نشان دهد که دخالتهای حکومت در چیدمان اطلاعات در کتابهای درسی جغرافیا چگونه متناظر به مصالح ملی و در جهت تقویت ارکان حاکمیت سیاسی بودهاست.