عوامل نفوذ تحریف در فرهنگ اسلامی و تأثیر آن بر تنزل جایگاه زن

نویسندگان

1 دانشگاه تربیت مدرس

2 دانشگاه تربیت مدرس

3 دانشگاه تربیت مدرس

doi
چکیده

مسئلۀ جنسیت همانند قومیت و ملیت قرنهاست که در تاریخ بشریت به سبب بی‎بصیرتی و جهالت تاریخی فرزند آدم، بحران‎ها و مصایبی را به ارمغان آورده است. زنان به دلیل تفاوتی که در عین تناسب بر اساس خلقت بدیع و حکیمانۀ خداوند با مردان داشته و به علت نقش اساسی که در طول تاریخ بر‎ عهده‎ گرفته‎اند، در تعارض دوسویۀ افراط و تفریط قرار داشته، گاه او را فوق انسان دانسته و در حد پرستش بالا برده‎اند و گاه او را از مقام انسانی فرود آورده و شیء انگاشته‎اند. نگاهی به تاریخ ادیان و فرهنگ‎های اقوام و ملل جهان نشان می‎دهد زن ـ‎جز در دین اسلام ‎ـ مقام شایسته‎ای نداشته و شخصیت او به عنوان موجودی جدا از کاروان انسانیت مطرح شده است. اسلام به حمایت از حقوق و شخصیت انسانی زن وارد میدان شد و او را انسانی برابر و مساوی با مرد دانسته و تحولی بنیادین در تفکر بشری و فرهنگ جامعۀ جاهلی آن روز ایجاد کرد. پس از انقلاب عظیم اسلام و تحولات ناشی از این مکتب انسان‎ساز، تحولی شگرف در مسائل زنان رخ داد. اما، به سبب حوادث بعد از رحلت پیامبر (ص) و بیراهه رفتن مسیر خلافت پس از رسول‎الله (ص)، مقابله با حاکمیت تفکر علوی، اقداماتی چون تعطیلی صدسالۀ نقل حدیث، مجال دادن به قصه‎پردازان در اشاعۀ اسرائیلیات در جامعۀ اسلامی، جعل حدیث، توطئه از سوی یهودیان و همدلی بنی‎اسرائیل و بنی‎امیه در توسعۀ اسرائیلیات، فقدان علم و معرفت لازم در پاسخ‎گویی به مسائل روز، زمینه‎سازی برای بازگشت جاهلیت و عصبیت عربی در مسائل مرتبط با زنان و عواملی از این دست، موانعی را بر سر راه تداوم حرکت بنیادین اسلام در تحول جایگاه حقوقی و انسانی زنان ایجاد کرد. بر همین اساس و به‎رغم تلاش امامان شیعی در تداوم سیرۀ پیامبر (ص)، در بسیاری از متون دینی مطالبی دربارۀ زنان به‎چشم‎می‎خورد که رد پای روشنی از فرهنگ جاهلی و یهود عنود و تحریف‎آفرین است که لزوم بازنگری دقیق و موشکافانۀ آن را ایجاب می‎نماید تا دیدگاه حقیقی دین در مورد جایگاه و نقش زن در نظام آفرینش از میان این ابهامات نمایان گردد.