بررسی صلح و مدارا در اندیشه مولوی وعطار و مقایسه آن با رویکرد صلح گرایی ملاصدرا
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشیار علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.52547/hlit.2022.223733.1066چکیده
صلح از دغدغههای بشری است که در ادبیات عرفانی و اندیشههای فلسفی در ادوار گوناگون مورد توجه بوده است. در آثار عطار و مولانا صلحجویی بهعنوان نیازی اجتماعی برای رفع کینهها و دشمنیها معرفی شده و بازتاب یافته است. ملاصدرا نیز به مفهوم صلح و مدارا توجه ویژهای داشته است. هدف از این مقاله بررسی زمینههای تحقق صلح بشری از طریق تطبیق رویکرد صلحجویی عطار و مولانا و مقایسۀ آن با نگاه فلسفی ملاصدرا است. مسئلۀ پژوهش، میزان همگرایی و یا تعارض میان دیدگاههای صوفیانۀ عطار و مولانا با رویکرد فلسفی ملاصدرا دربارۀ صلح و همچنین امکان پیوند میان دیدگاههای آنان برای اثرگذاری در اجتماعات انسانی است. این پژوهش با بهرهگیری از روش تحلیلیـتوصیفی نوشته شده است. نتیجۀ بهدستآمده از پژوهش نشان میدهد که صلحگرایی بهعنوان جریانی اجتماعی در آثار عطار و مولانا تحت مفاهیم و عناوین «صلح درون» و «صلح کل» پایداری مداومی دارد. با نگرشی صوفیانه، عطار و مولانا مردم را به صلح درون و صلح کل در پرتو فضیلتهای اخلاقی اعم از عشق، تسامح، مدارا، قناعت و نیکی دعوت کردهاند. ملاصدرا نیز جلوههای صلح را در راستای وصول به مقام «انسان کامل» مورد توجه قرار داده اما شالودۀ صلح در فلسفۀ صدرایی برخلاف شعرای مذکور، که مبتنی بر تجربۀ عارفانه (کشف و شهود) است، مبتنی بر عقلانیت نظری با رویکرد اعتدالگرا و عدالتمحور است و او امنیت را در زندگی اجتماعی برای تحقق صلح ضروری میداند.