هدف و منبع رویکرد تفسیری فقه اسلامی در قیاس با تفسیر کارگردگرا

نویسندگان

1 دانشیار گروه حقوق خصوصی دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشجوی دوره دکتری حقوق خصوصی دانشگاه قم

3 دانشیار گروه حقوق خصوصی دانشگاه قم

doi
10.22091/csiw.2017.2176.1220
چکیده

    دیدگاه­های کلانی که چارچوب اندیشه تفسیری را شکل می­دهد با عنوان رویکرد می­شناسیم. به طور کلی، رویکردهای تفسیری را می­توان به دو دسته «اراده­گرا» و «کارکردگرا» تقسیم نمود. رویکرد تفسیری در فقه اسلامی دو هدف اصلی دارد: انسجام نظام تفسیری، و کشف اراده شارع. انسجام تفسیری و منطقی که کمتر مورد توجه قرار گرفته است مبتنی بر نظریه صدق انسجام و با هدف جزمیّت استدلال قضایی است. ابزارهای تفسیری این رویکرد نیز عبارت است از یکپارچگی تفسیر قوانین، ماهیت­شناسی، حاکمیت اصول حقوقی و قیاس حقوقی. در برابر، تفسیر کارکردگرا مبتنی بر پراگماتیسم بوده و اساساً تکثرگرا است؛ لذا بهای کمتری به جزمیت و یکپارچگی تفسیر می­دهد. همچنین قیاس­گریز و ماهیت­گریز است. از سویی، منبع تفسیر در فقه اسلامی اساساً متن و گاهی زمینه متن می­باشد. در برابر، پراگماتیسم تفسیری اصولاً زمینه­گرا است. تحقیق حاضر تلاش دارد جنبه­های کمتردیده­شده و پر اهمیتِ تفسیر فقهی را از منظر روش­شناختی بررسی نماید. در نتیجه، تحقیق مشخص می­شود که وجه تمایز اصلی تفسیر فقهی و تفاسیر کارکردگرا، ناظر بر انسجام روش تفسیر اول است.