ملی گرایی و جنبش زنان در ایران (1285- 1342 ه.ش)
نویسندگان
1 استادیار، گروه تاریخ، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران (نویسنده مسئول) :
2 دانشجوی دکتری تاریخ اسلام، گروه تاریخ، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران
3 استایارگروه تاریخ،واحد شاهرود،دانشگاه آزاد اسلامی،شاهرود،ایران
doi
10.22111/jhr.2020.35273.2882چکیده
رشد مناسبات سرمایه داری در سده 19 و تاثیرات ناشی از رشد سوسیالیزم، سبب تحول در مقام اجتماعی زن، مشارکت زنان وظهور فمینیسم در غرب شد. نهضتی که اتحاد زنان جهان و مبارزه برای کسب حقوق یکسان با مردان را درپی داشت. در سده 20، استفاده از نیروی زنان توسط نظامهای کمونیستی و فاشیستی، همزمان با رشد روزافزون تمایلات ناسیونالیستی، بر دامنه کنشگری زنان در جوامع درحال توسعه و متاثر از روابط با غرب، مانند ایران افزوده شد. درنتیجه، مقارن جنبش مشروطیت، زنان ایرانی در تکاپوی دریافت بخشی از حقوق اجتماعی خود، به اقداماتی دست زدند که پیشتر در روند جنبش زنان اروپایی دیده شد. طی سالهای 1285 تا 1342 شمسی، رواج اندیشههای نوگرایانه و ناسیونالیستی، سهم عمدهای در پویش جامعه داشت و در این بین، زنان در این فرایند، خود را در سطحی تقریباً همطراز با مردان قرار دادند.این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی، درصدد است تا به این پرسش اساسی پاسخ دهد که ملیگرایی در ایران معاصر، چگونه در پیدایش و روند جنبش زنان ایران تأثیر داشته و بین ملیگرایی و حقخواهی زنان چه رابطهای وجود دارد؟ یافته های تحقیق نشان می دهد ملیگرایی و کنشهای ضد استعماری و ضد استبدادی، بسترساز ورود زنان به عرصه اجتماع شد و باوجود بهره مندی ملیگرایان از مشارکت زنان و تأیید آزادی اجتماعی و سیاسی آنان، ولی حقوقی که زنان خواستار آن بودند؛ به آنها اعطاء نشد و همین امر موجب گردید تا جنبش زنان، روشهای دیگری را برای کسب حقوق خویش دنبال کند.