بازاندیشی در منابع؛ تحلیل انتقادی روایات یونانی از مرگ کوروش دوم
نویسندگان
1 گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
3 گروه تاریخ، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، سیستان و بلوچستان، ایران
doi
10.22111/jhr.2021.37410.3069چکیده
کوروش بزرگ همواره بهعنوان بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی شناخته شده است. این در حالی است که منبع قابل توجهی از سرزمین اجدادیاش در باب او باقی نمانده و پژوهش دربارۀ زندگانی و مرگ او، تنها از طریق بررسی منابع بیگانه ممکن است. مهم-ترین منابعی که به ارائۀ تصویری نسبتاً روشن از زندگی کوروش میپردازند، آثار مورخان یونانی و اخلاف آنها در دورههای بعد است. امّا این منابع به دلایل گوناگون در هالهای از افسانهها پیچیده شده و بهتبع سرشتشان، مشکلات و ابهامات فراوانی دارند. مرگ کوروش نیز یکی از مسائل بسیار پیچیده در دورۀ هخامنشی است که افزونبر مشکلات مذکور، با تضاد و تناقض منابع نیز روبهرو است. از گزارشهای گوناگون دو مضمون کلی از مرگ او در قالب مرگ در نبردی نهایی و مرگ طبیعی، مستفاد میشود. پرسش بنیادین پژوهش این است که چگونه باید تضاد مضامین روایات گوناگون را در مورد مرگ کوروش تحلیل کرد؟ این پژوهش بر این اساس میکوشد با رویکردی انتقادی و با تحلیل هر یک از روایات در ساخت و بستر زمانی، مکانی و گفتمانی آنها، به بازاندیشی در باب این منابع بپردازد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که روایات گوناگون در باب مرگ کوروش تنها گزارشهایی از میان گزارشهای دیگر اند که میتوان عناصر و منشأهای متفاوتی برای هر کدام از آنها در نظر داشت. همچنین پژوهش حاضر با تحلیل انتقادی هر کدام از روایات میکوشد ویژگیهای اعتبارشناختی هرکدام از گزارشها را بسنجد. روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی و به شیوۀ کتابخانهای است.