نیازسنجی زنان آموزشیار شاغل در مراکز یاد گیری محلی با تاکید برارزیابی مهارت های آموزشی، شغلی و زندگی آنها

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه کاشان

doi
چکیده

هدف این پژوهش، شناسائی نیازهای آموزشی آموزشیاران  زن شاغل در مراکز یادگیری محلی، شامل مهارت‌های تدریس و رسانه‌های آموزشی، مهارت اساسی (شغلی، زندگی)، است. این پژوهش، از نوع کاربردی و با روش تحقیق توصیفی ـ پیمایشی و با  ابزار جمع‌آوری اطلاعات انجام‌شده است که عبارت‌اند از سه نوع پرسشنامه با ضریب آلفا کرونباخ 89% و ابزارمصاحبه به روش کیفی، با تکنیک گروه متمرکز با حجم نمونۀ آماری برابر 88 تن از آموزشیاران مراکز یادگیری محلی شهرستان کاشان، با روش سرشماری. برای تجزیه وتحلیل داده‌ها، از آزمون‌های آمار استنباطی، مانند تحلیل واریانس(ANOVA) وآزمونF، دانت و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. یافته‌های حاصل از آزمون‌های مرحلۀ اول (نظر سنجی) اعلام شده است. این یافته‌ها عبارت‌اند از نیازهای آموزشی آموزشیاران به ترتیب اولویت دوره‌های آموزشی، تجهیزات آموزشی، فضای مناسب آموزشی، برگزاری اردوهای علمی و آموزشی، آموزش و تربیت مربیان درس مهارت‌های اساسی، برگزاری کلاس آموزش هنر، تجدید نظر در کتب درسی، وافزایش ساعات تدریس در یک دوره و چند مورد نیاز فرعی. پس از آزمون‌های مرحلۀ دوم (آزمون‌های دانشی و مهارتی) چنین نتیجه گرفته شد که آموزشیاران در زمینۀ دانش طراحی آموزشی، مهارت قبل از تدریس، مهارت‌های حین تدریس و کل روش‌های تدریس در حد متوسط و پایین‌‌اند و دربارۀ دانش وسایل و رسانه‌های آموزشی و به‌کارگیری آن‌ها و همچنین مهارت‌های اساسی در حد متوسط رو به ضعیف‌اند و هرچه سابقۀ آموزشی و مدرک تحصیلی بالاتر می‌رود این مهارت‌ها نیز افزایش می‌یابد؛ هرچه سابقۀ آموزشی بیشتر می‌شود این مهارت‌ها بهتر می‌شود و با افزایش مدرک تحصیلی این مهارت‌ها افرایش می‌یابد. نتایج حاصل از آزمون‌های مرحلۀ سوم، که با استفاده از فن دلفی به‌دست آمده‌است، عبارت‌اند از نیازهای آموزشی آموزشیاران شامل افزایش دانش دربارة روش‌ها و فنون تدریس طراحی آموزشی و استفاده از وسایل و رسانه‌های آموزشی و کمک آموزشی.