تأثیر اندیشه های حقوقی بر شکل‌گیری قانون اساسی در حقوق اسلام و غرب با تاکید بر اندیشه شهید بهشتی

نویسندگان

1 دانش آموخته کارشناسی ارشد حقوق عمومی

2 دانشیار گروه حقوق عمومی و بین الملل دانشگاه قم

doi
10.22091/csiw.2015.905
چکیده

قانون اساسی به عنوان سند مهم سیاسی و حقوقی هر جامعه، متضمن تعیین مبنای حاکمیت و صلاحیت زمامداران و نیز تبیین حقوق اساسی ملت است. اندیشه­های حقوقی در شکل‌گیری چنین سند مهمی نقش به سزایی دارند. در این نوشتار تلاش شده است تا با رویکردی تطبیقی اثر اندیشه­های حقوقی بر شکل‌گیری قوانین اساسی در حقوق اسلام و غرب مورد مطالعه قرار گیرد. بر این اساس در ابتدا به واکاوی موضوع در سنت اروپایی و غربی مبادرت شده است. در این سنت آرای اشخاصی نظیر ارسطو، منتسکیو، ژان ژاک روسو و جان لاک بررسی شده‌اند. سپس اندیشه­های سنت اسلامی منعکس در آثار فقهایی نظیر علامه نایینی، شیخ فضل‌الله نوری و شهید صدر پیرامون نظام حقوق اساسی تحلیل شده است. در نهایت به ارزیابی اندیشه­ها و آرای شهید بهشتی و تأثیر آن بر تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران پرداخته­ایم. فرض اساسی مقاله بر مبنای تأثر مستقیم شکل‌گیری و اصلاح قوانین اساسی از اندیشه های حکومت‌داری می‌باشد.