مطالعۀ تطبیقی روش های برآورد بارش مؤثر در زراعت گندم دیم در اقلیم های مختلف ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای هواشناسی کشاورزی، گروه مهندسی آبیاری و آبادانی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران
2 استادیار گروه مهندسی آبیاری و آبادانی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران
3 استاد گروه مهندسی آبیاری و آبادانی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jphgr.2013.35833چکیده
برآورد بارش مؤثر که قسمتی از بارش کل بوده و برای تأمین نیازهای تبخیر ـ تعرقی در بخش توسعۀ ریشۀ گیاه در دسترس است، بهدلیل هزینۀ بالای بهکارگیری ابزارهای دقیق، عمدتاً بهکمک روشهای تجربی انجام میشود. هدف از این پژوهش، مقایسۀ چند روش تجربی برآورد بارش مؤثر با روش مبتنی بر بیلان آب ـ خاک و معرفی روش تجربی مناسب در اقلیمهای مختلف کشور است. برای این امر از دادههای هواشناسی، فنولوژی و خاک و عملکرد گندم دیم مربوط به بیستویک ایستگاه هواشناسی کشاورزی کشور (نمایندۀ اقلیمهای خشک، نیمهخشک، نیمهمرطوب و مرطوب) استفاده شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که مدل بیلان آب ـ خاک تدوینشده با توجه به محدودیتهای دادههای اندازهگیری، توانایی مناسبی را در تعیین بخشی از تغییراتِ میزان محصول گندم دیم ـ که بهوسیلۀ تغییرات در میزان بارش مؤثر قابل توجیه است ـ دارد. همچنین هرچه میزان ضریب خشکی دومارتن افزایش یابد، درصدی از بارش که در کشت گندم دیم مؤثر است، کاهش خواهد یافت. در مناطق با هویت اقلیمی خشک و نیمهخشک، روش تجربی نسبت تبخیر ـ تعرق به بارش و در مناطق با هویت اقلیمی مرطوب و نیمهمرطوب، بهترتیب روشهای ادارۀ حفاظت خاک ایالات متحده و فائو نسبت به روشهای تجربی دیگر برتری دارند.