اندیشه سیاسی نهفته در سنگنبشته هخامنشی DNb و تطبیق آن با آرای افلاطون و ارسطو
نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ، دانشگاه سیستان و بلوچستان
2 گروه آموزشی تاریخ دانشکده ادبیات دانشگاه باهنر کرمان
3 گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان،زاهدان،ایران.
doi
10.22111/jhr.2020.34663.2820چکیده
سنگنبشته داریوش در نقش رستم معروف به DNb یکی از جذابترین و مهمترین آثار در عرصه اندیشهورزی ایرانیان، خصوصاً نظام سیاسی و درواقع حکمرانی آرمانی آنان است. کتیبه موردنظر کاملاً قدرت را با فلسفه پیوند داده و توأمانی فلسفه و قدرت سیاسی را یادآور شده است. هدف این پژوهش، بررسی تطبیقی-تحلیلی نظام سیاسی منعکسشده در سنگنبشته دوم داریوش بزرگ در نقش رستم با آرای اندیشمندان یونانی در ارتباط با شهریاری آرمانی است. به جهت تقدم زمانی و تاریخ نگارش کتیبه موردنظر، در نگاه اول چنین متصور میشود که این کتیبه در زمانهای بعدی در کتابهای فلسفه سیاسی یونان باستان یعنی جمهوری افلاطون یا سیاست ارسطو و در قالب نظرات سیاسی آنان بهتفصیل آمده است. این مقاله با اتکا بر روش مبتنی بر تحقیق تاریخی و مطالعات زبانهای باستانی، به توصیف و تحلیل مستند بندهای مختلف متن سنگنبشته DNb میپردازد. در اینجا، شیوه مقایسهای نیز نقش و جایگاهی محوری دارد. متن مقاله و همچنین جداول نیز بر همین اساس تنظیمشده است. با اتکا بر چنین شیوهای است که دستاوردهای پژوهش حاضر در زمینه فهم مشابهتها و تفاوتهای موجود در نظام سیاسی ایران و یونان باستان قابل ارزیابی است که در معرض دید پژوهشگران نیز قرار دادهشده است. نتایجی که از این پژوهش عاید خواهد شد نشان خواهد داد که کتیبه داریوش در نقش رستم، به چه نحو ابزارهای رواج و تولید ایدئولوژی رسمی حکومت هخامنشیان، استدلالهای طبیعی تثبیت مشروعیت حکومت و شیوههای اعمال قدرت را به طرز کارآمد و ماهرانهای به تصور کشیده است.