مناسبات شیخخزعل با والی پشتکوه و ایل بیرانوند در رویارویی با حکومت مرکزی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه تاریخ دانشگاه لرستان
2 گروه تاریخ - دانشکده ادبیات- دانشگاه لرستان- خرم آباد - ایران
3 دانشیار گروه تاریخ دانشگاه زاهدان
doi
10.22111/jhr.2020.36501.2986چکیده
شیخخزعل در خوزستان یکی از نیروهای مرکزگریز در اواخر قاجار بود که با تکیه بر رشتهای از عوامل داخلی و خارجی به مانند ضعف قاجارها و جنگ جهانی اول توانسته بود تا حدودی خودمختاری بهدست آورد. حکومت والی بر پشتکوه که با شیخخزعل متحد بود و همچنین موقعیت راهبردی لرستان باوجود خاندانهای شورشی مانند خوانین زینبی بیرانوند که بهمثابة حائلی میان خوزستان و پایتخت عمل میکردند از چشم شیخخزعل دور نماند تا با این شرایط بتواند در برابر حکومت مرکزی تمرد نماید. نوع پژوهش حاضر توصیفی_تحلیلی با استفاده از منابع دست اول، اسناد، روایات و سایر منابع تحقیقاتی و اساس آن واکاوی این پرسش است: شیخ خزعل برای حفظ قدرت خود بر بخشی از خوزستان در مقابله با حکومت مرکزی چه مناسباتی با والی پشتکوه و خوانین زینبی بیرانوند برقرار کرد؟ حاصل بررسی صورت گرفته بیانگر اینست که شیخخزعل با برقراری ارتباط پنهانی، تحریک و تشویق انگیزهای، حمایت مالی و تسلیحاتی از والی پشتکوه و خوانین شورشی لرستان بهویژه خوانین زینبی بیرانوند توانست تا مدتها از ورود نیروهای حکومت مرکزی به خوزستان جلوگیری نماید. وی طبق یک برنامه سنجیده با طرح یک زنجیره از نیروهای مرکزگریز مثل خوانین زینبی بیرانوند و والی پشتکوه از سیلاخور در پیشکوه تا حسین-آباد در پشتکوه امتداد داشت، توانست با ارسال اسلحه به مخالفان حکومت مرکزی در این مناطق تا مدتها از نفوذ حکومت مرکزی در منطقه تحتنفوذش در محمره جلوگیری کند. در واقع ماندگاری شیخخزعل در مدت حکومتش بر بخشی از خوزستان بر مبنای طرح یک مناسبات منطقهای از سیلاخور تا حسینآباد بود.