حمله مغول و جایگاه آیندهاندیشی در آثار ادبای قرون هفتم و هشتم هجری شمسی (مطالعه موردی حافظ)
نویسندگان
1 دانشیار گروه انقلاب و اندیشه سیاسی دانشگاه تهران
doi
چکیده
درباره تاثیر حملات نظامی بیگانگان بر فرهنگ جوامع مورد هجوم اجماعنظری فراگیر وجود دارد. بر اساس نگاه اندیشمندان طیفهای مختلف فکری اساساً پدیدههایی نظیر جنگ و اشغال کشورها توسط نیروهای بیگانه نقشی بی-بدیل در جهت دادن به آثار فرهنگی جوامع داشتهاند. موضوعی که بهرغم فراگیری اما بهدلیل تفاوتهای فرهنگی-تمدنی جوامع مختلف از صورتبندی یکسانی برخوردار نیست. به عبارت دیگر جوامع مختلف بشری بسته به مختصات متفاوتی که دارند، تاثیرپذیری یکسانی از وقوع چنین پدیدههایی نداشتهاند. پُرواضح است که بررسی عالمانه این موضوع بیش از هر چیز از کنکاش و جستجود در میان ملل متمدن و باسابقه حاصل خواهد شد. تاریخ پُر فراز و فرود ایران نمونهای جذاب برای بررسی این موضوع است. ملتی که در طول تاریخ همواره با دو عنوان بیش از دیگر عناوین از آن یاد شده است. اول به عنوان کشوری که به دلایل متعدد مورد طمع بیگانگان بوده و دوم به عنوان جامعهای که مهد ادبا و اندیشمندان حوزههای مختلف علمی-فرهنگی و به طور خاص ادبای برجسته بوده است. در میان تهاجمات نظامی مختلف از دوران باستان تا به امروز این اجماع وجود دارد که تهاجم گسترده قوم مغول را باید یکی از ویرانگرترین تهاجمات در نظر گرفت. شواهد و قرائن موجود نشان از آن دارد که این رویداد آثار متعددی بر فرهنگ جامعه ایرانی گذارده است. یکی از مهمترین قرینههای این موضوع آن است که به تعبیر محمدعلی اسلامی ندوشن از چهار شاعر بزرگ ایران تنها ابوالقاسم فردوسی پیش از یورش مغول به زندگی پای نهاده و سه تن دیگر(مولانا، سعدی و حافظ)، متعلق به دوره مغول یا ایلخانیاند. بدیهی است که توجه به این مساله هر پژوهشگری را به سمت بررسی آثار حمله مغول و تسخیر ایران بر نقشبندی اندیشه و ادب ایرانی رهنمون میسازد .....