احساسات سرمایهگذاران و اهرم مالی شرکت: واکاوی نظریههای زمانبندی بازار و ظرفیت بدهی
نویسندگان
1
2 پژوهشگاه مواد و انرژی
3
4
doi
10.22051/jfm.2025.47829.2945چکیده
نظریه زمانبندی بازار بیان میکند که شرکتها در شرایطی که ارزش سهامشان بیش از حد واقعی برآورد میشود، از انتشار بدهی و استفاده از اهرم مالی خودداری میکنند. این نظریه نشان میدهد که شرکتها بهطور معمول در زمانهای خوشبینی در بازار، تمایلی به استفاده از بدهی ندارند زیرا ممکن است تصور کنند که بازار شرایط را بهگونهای متفاوت از واقعیت میبیند. در مقابل، نظریه ظرفیت بدهی اینگونه فرض میکند که شرکتها برای بهبود جریانهای نقدی آتی، به انتشار بدهی و استفاده از اهرم مالی تمایل دارند. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین احساسات سرمایهگذاران و اهرم مالی شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران است. برای این منظور، اطلاعات مالی 167 شرکت در بازه زمانی سالهای 1392 تا 1401 گردآوری و تحلیل شد. جهت آزمون فرضیهها، گرسیون گشتاورهای تعمیمیافته و تکنیکهای آماری دادههای تلفیقی استفاده شد. نرمافزار EViews بهعنوان ابزار اصلی برای تحلیل دادهها با کنترل اثرات سال و صنعت به کار گرفته شد. نتایج پژوهش نشان میدهد که مطابق با نظریه زمانبندی بازار، بین احساسات سرمایهگذاران و اهرم مالی شرکتها رابطهای منفی و معنی دار وجود دارد. این رابطه منفی به این معناست که با افزایش احساسات مثبت سرمایهگذاران (یعنی خوشبینی و اعتماد به بازار)، میزان استفاده از بدهی توسط شرکتها کاهش مییابد. به عبارت دیگر، زمانی که سرمایهگذاران احساس میکنند که شرکتها در موقعیت خوبی قرار دارند و ارزش سهام آنها در حال افزایش است، شرکتها تمایل دارند بیشتر از منابع داخلی خود استفاده کنند و کمتر به تأمین مالی از طریق بدهی متوسل شوند. این یافتهها نشان میدهد که در زمانهای خوشبینی در بازار، ریسکهای مرتبط با استفاده از اهرم مالی ممکن است بیشتر از مزایای آن به نظر برسد. شرکتها میتوانند با احتیاط بیشتری به مدیریت ساختار سرمایه خود بپردازند و از استفاده بیش از حد از بدهی خودداری کنند. این موضوع میتواند به کاهش احتمال ورشکستگی و بهبود پایایی مالی شرکتها در بلندمدت کمک کند.