ارائه مدلی برای تأثیر حاکمیت شرکتی و ساختار مالکیت بر نوآوری
نویسندگان
doi
10.22051/jfm.2020.27457.2161چکیده
یکی از عوامل اصلی بهبود کارایی اقتصادی، نظام راهبری بنگاه (حاکمیت شرکتی) است که در برگیرنده مجموعه ای از روابط میان مدیریت شرکت، هیئت مدیره، سهامداران و سایر گروه های ذینفع است . در این پژوهش مدل جدیدی جهت تبیین رابطه میان حاکمیت شرکتی و ساختار مالکیت با نوآوری ارائه شده است. هدف اصلی پژوهش حاضر ارائه یک مدل نظام مند در نوآوری جهت تبیین رابطه میان معیارهای حاکمیت شرکتی، ساختار مالکیت و ویژگیهای شرکتی با استفاده از مدل دلفی بوده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر روش تحلیلی پیمایشی و از نوع همبستگی بوده و جامعۀ آماری مورد مطالعه شامل شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1390-1397 انتخاب شده است. برای انتخاب نمونه پژوهش با استفاده از روش غربالگری (حذفی) تعداد 104 شرکت انتخاب گردید، که متغیرهای حاکمیت شرکتی و ساختار مالکیت به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شده است و با استفاده از دادههای ترکیبی کیفی و کمی، رگرسیون چند متغیره، نرم افزار spss نسخه 20 و ایویوز 7 رابطه آنها با نوآوری شرکت به عنوان متغیر وابسته بررسی شده است. نتایج نشان میدهد در بین متغیرهای حاکمیت شرکتی و ساختار مالکیت، تمرکز مالکیت، مالکیت دولتی و مالکیت نهادی باعث کاهش نوآوری میشود، ولی متغیرهای نسبت اعضای غیرموظف و پاداش هیأتمدیره باعث بهبود وضعیت نوآوری در شرکتهای بورسی میشوند. طبق این مدل سایر متغیرهای حاکمیت شرکتی تأثیر معنیداری بر نوآوری نداشتهاند.