مشروطیت، آزادیخواهی و ستیز با استبداد در اندیشۀ دهخدا
نویسندگان
1 گروه علوم سیاسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
2 گروه علوم سیاسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
3 گروه علوم سیاسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
4 گروه علوم سیاسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.
doi
10.22111/jhr.2020.32754.2693چکیده
دهخدا، یکی از تأثیرگذارترین نخبگانِ سیاسی ادبی ایران در روزگارِ مشروطیت است. او، با قلمی توانمند و نگاهی نافذ، در طولِ سالیانِ دراز، به مهمترین مسائلِ سیاسی ایرانِ روزگارِ مشروطه پرداخته بود. در میانِ اهلِ ادب و فرهنگ، شاید، کمتر کسی بهاندازۀ دهخدا پیدا میشد که هم در عرصۀ اندیشه و هم در عرصۀ عمل بهعنوانِ ناظری آگاه و ناقد، وضعیتِ موجود را بشناسد. شناختِ ایدههایِ مهمِّ سیاسیِ او، ورایِ شخصیتِ ادبی و فرهنگیِ والایش، نقشِ مهمّی در فهمِ درست از مشروطیت دارد. او، یک «ترقّیخواهِ» تمامعیار بود که نگاهی ملّی و ایرانی به این مقوله داشت که نمودِ مهمِ آن را در لغتنامۀ ارجمندش میتوان دید. بر مبنایِ این ترقّیخواهی، او مشروطیت را، در وجهِ ایجابی، نظامی سیاسی حقوقی و مبتنی بر آزادی میدانست و در وجهِ سلبی، آن را مُضادِّ «استبداد» تعریف میکرد. دهخدا را باید در تداومِ اندیشهگرانِ رده اوّلِ عصرِ قاجار دانست، که از آنان گامی فراتر مینهد و بهسویِ فهم و درکِ متفاوتی از آن گام برمیدارد. این مقاله، سعی در تبیینِ درکِ دهخدا از مشروطیت، با در نظر داشتنِ جایگاهِ او در تاریخِ فکرِ جدید ایرانزمین است.