تحلیل محتوایی گفتمان در رمان های سپیدهدم ایرانی و عشق و بانوی ناتمام
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علّامه طباطبائی، تهران، ایران
2 کارشناسارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علّامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.52547/hlit.2022.208115.0چکیده
باختین از نظریهپردازان بزرگ قرن بیستم در میان انواع نثر، به رمان توجه ویژهای دارد. منطق مکالمه از مفاهیم اساسی نظریات باختین است. از نظر او رمان عرصۀ تجلی صداهای گوناگون است که بهتنهایی فاقد ارزش و معنا هستند و تنها در ارتباط با یکدیگر میتوانند یک نظام معنایی را به وجود آورند. درک همین صداها موجب کشف لایههای پنهانی و جدید متن میشود. منظور باختین از چندصدایی، صداهایی است که نمایندۀ ایدئولوژی و ذهنیت گویندۀ خود هستند. بنابراین، در این پژوهش به روش تحلیل کیفی و با بهرهگیری از مطالعات کتابخانهای، دو رمان سپیدهدم ایرانی و عشق و بانوی ناتمام از امیرحسن چهلتن به دلیل بهرهمندی از مؤلفههای گفتوگومندی چون سبکبخشی، رعایت زبان مناسب شخصیتها، در هم آمیختن صداها، بینامتنیت، گروتسک، پایان باز، عدم قطعیت و... با رویکرد مکالمهای مورد واکاوی قرار گرفته است. براساس یافتههای پژوهش به کار بستن گفتمانهای متعدد در دو رمان سپیدهدم ایرانی و عشق و بانوی ناتمام از سوی نویسنده به این دو داستان خاصیت چندآوایی بخشیده است. در واقع نویسنده توانسته است با بسامد بالای بهرهگیری از این عناصر گفتوگومندی، محتوای داستانهای خود را در بستری مکالمهای به مخاطب ارائه دهد و چندصدایی را در این دو رمان تقویت کند.