پوشش سقف در کاخ آپادانای تختجمشید؛ نگاهی نو به فناوریهای ساختمانی هخامنشیان
نویسندگان
1 استادیار، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22052/jias.2025.256944.1399چکیده
کاخهای هخامنشی جلوهای بارز از کاربست فناوریهای پیشرفتۀ معماری در جهان باستان به شمار میآیند؛ بااینحال، تاکنون توجه علمی به شیوههای اجرایی این سازهها محدود بوده است. پژوهش میانرشتهای حاضر با تمرکز بر نظام پوشش سقف کاخ آپادانا، به تحلیل انتقادی بازسازیهای رایجی میپردازد که ریشه در نظریات معمار آلمانی فردریش کرفتر دارند. بهمنظور سنجش اعتبار دیدگاه غالب، این تحقیق با رویکرد ترکیبی و در بستر تاریخی، از روشهای توصیفیتحلیلی و استدلال منطقی بهره میگیرد. نخست، پیشینۀ پژوهش، مسیر دو قرن بحث و نظریهپردازی پیرامون پوشش سقف کاخها را ترسیم میکند. بررسی سیر تحول تالارهای ستوندار در تمدنهای باستان، وجوه اشتراک و افتراق معماری هخامنشی با دیگر فرهنگها را نمایش میدهد. درنهایت، شواهد سازهای، اجرایی و باستانشناختی برای نقد کاستیهای الگوی غالب بازسازیها به کار میرود. بر پایۀ تحلیل معماری، اصول ساختمانسازی در دوران باستان، و دادههای میدانی، این پژوهش به شناسایی فناوری مورد استفاده توسط معمار هخامنشی میپردازد. یافتهها نشان میدهد که سرستونها علاوهبر نقش تزیینی، عملکرد سازهای داشتهاند: شاهتیرها درون فضای خالی میان سرستونها جای میگرفتند و این چیدمان از نخستین تلاشهای بشر برای مهار چرخش آزادانۀ دو سر تیر و ایجاد اتصالات بهینه برای انتقال تنشها بوده است. همچنین با قرارگیری چوب در میان حفرۀ سنگی، با بهکارگیری اتصالات ساده و بدون تضعیف مصالح، معمار یکپارچگی ساختاری تیرها را تأمین میکرد. در این روش، شاهتیرها ستونها را بهصورت نواری به یکدیگر متصل و تیرهای عرضی، سازه سقف را کامل میکردهاند؛ آرایشی که در یکپارچگی رفتار سازه در برابر زلزله نقشی مؤثر داشت. این نتایج دریافتی تازه از فناوری ساخت هخامنشیان ارائه میدهد و نبوغ معمار ایرانی در طراحی و اجرای وسیعترین تالارهای تختپوش جهان باستان را آشکار میسازد.