هَم‌آورد دیالکتیکالِ فلسفه وآینده؛ رهیافتیْ از عناصر آینده پژوهانۀ اندیشۀ هگل

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد

2 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان

doi
چکیده

مسالۀ آینده یکی از بزرگ‌ترین مسائل بشری است. بشر از ابتدای تاریخِ خود می‌کوشیده تا آینده را پیش‌بینی کند، از وضعیت آب‌وهوا گرفته تا پیش‌گویی رویدادهای زندگی افراد. هرچه ذهنیتِ بشر پیچیده‌تر و جوامع بشری متمدن‌تر شدند، مسالۀ آینده ابعاد پیچیده‌تری به خود گرفت. به‌طور کلی می‌توان دو نوع مختلف نگرش به آینده، یا به‌طور کلی دو نوع «آینده» را نیز تشخیص داد. نخست، معنای مصطلح «آیندۀ پیشِ رو» (هم در معنای کوتاه‌مدت و هم در معنای بلندمدت)، تصوری است که فرد از وضعیت یک موضوع خاص در یک زمان مشخص یا بازۀ زمانی دارد. و تصوری خاص از آینده نیز وجود دارد که به معنای سرنوشت نهایی و فرجامین به‌طور کلی است. این نوع از آینده همان پایانِ تاریخ است. سوال اصلی این پژوهش این مساله است که عناصر آینده پژوهانۀ اندیشه هگل کدام اند؟ با توجه به روش تحقیق که مبتنی بر مطالعات اسنادی و کتابخانه ای مبتنی بر آثار دست اول هگل و پیروان اوست، چنین به دست آمد که : نگاه هگل به آینده بنابر روش علمی او، دیالکتیکی است. وی به جوهر تاریخی معتقد بوده و همه چیز را تاریخی می نگرد. همچنین عناصر بنیادین اندیشه هگل درباره آینده این موارد : هستی و شناسایی، علیت، فعل و انفعال، آزادی، پلاستیسیته، زمان، دیالکتیک و فلسفۀ تاریخ می باشد .