واکاوی جایگاه مکانی دروازۀ باغشاه در ساختار تاریخی و معاصر شیراز
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه شیراز
2 دانشیار، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه شیراز
3 دانشیار، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه شیراز
4 دانشیار، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه شیراز
doi
10.22052/jias.2025.256972.1405چکیده
دروازۀ باغشاه، بهعنوان یکی از عناصر نشانهای برجسته در ساختار تاریخی شهر شیراز، اگرچه در منابع مکتوب و تصویری متعددی مورد اشاره قرار گرفته، بهواسطۀ تخریب کالبدی، نبود شواهد میدانی و ابهامات موجود در اسناد تاریخی، مکان دقیق آن تاکنون در هالهای از ابهام باقی مانده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و بازخوانی موقعیت مکانی این دروازه در بستر تاریخی و ساختار معاصر شهر شیراز انجام شده و تلاشی است برای بازیابی یک عنصر گمشده در حافظۀ فضایی شهر. این پژوهش با رویکردی کیفی و با بهرهگیری از روشهای میانرشتهای، ازجمله تحلیل اسنادی، نشانهکاوی تاریخی، خوانش بینامتنی و تطبیق جغرافیایی، بهدنبال صورتبندی چارچوبی «تفسیری ـ تاریخی» برای مکانیابی دقیق دروازه است. دادههای تحقیق از مجموعهای متنوع از منابع همچون سفرنامهها، نقشههای تاریخی، تصاویر آرشیوی و متون توصیفی گردآوری شد و در فرایندی تطبیقی، ازطریق برهمنهاد لایههای زمانی و سنجش الگوهای مکانی بررسی گردید. این رویکرد زمینۀ شناسایی الگوهای تکرارشونده، آشکارسازی نقاط ابهام و بازشناسی گسستهای معنایی در روایتهای تاریخی را فراهم کرد؛ فرایندی که سرانجام به بازنمایی مستند، منسجم و مبتنیبر شواهد از موقعیت مکانی دروازه انجامید. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که خیابان دهنادی در بیرون از حصار شهر تاریخی قرار داشته و محل تقریبی دروازۀ باغشاه در حدفاصل میان خیابان دهنادی و فلکۀ شهرداری واقع بوده است. همچنین، تحلیل دقیق نقشۀ سال 1342ق (۱۳۰۲ش)، پس از زمینمبنا شدن (ژئورفرنسسازی)، نشان داد که موقعیت ترسیمشده برای دروازه در این نقشه با دادههای تصویری همخوانی ندارد؛ نکتهای که بر اعتبار بیشتر تصاویر آرشیوی نسبت به نقشههای ترسیمی آن دوره، بهویژه نقشههای کروکی و کمدقت تأکید میکند. بر پایۀ این تحلیلها، نسخهای بازترسیمشده از بخشی از نقشۀ سال 1342ق (۱۳۰۲ش) تهیه شد که ناحیۀ پیرامونی دروازۀ باغشاه را با دقت و استناد بیشتر بازمینمایاند. این پژوهش، با بازشناسی جایگاه یکی از عناصر حذفشده از سیمای تاریخی شهر، ضمن تقویت حافظۀ تاریخی شیراز، بستری مستند برای مطالعات آتی درزمینۀ بازآفرینی در محدودههای شهر تاریخی و ارتقای درک از سازمان فضایی شهر فراهم میسازد و میتواند مبنایی برای سیاستگذاریهای آگاهانه در مواجهه با میراث ازدسترفتۀ شهری باشد.