مقایسۀ تطبیقی ابعاد هویت مکانی در دو گونۀ مسکن محصور و غیرمحصور (مطالعۀ موردی: توسعههای مسکونی منطقۀ قاسمآباد مشهد)
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشجوی کارشناسی ارشد معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه فردوسی مشهد
3 دکتری معماری، دانشگاه شهیدبهشتی
4 استادیار، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22052/jias.2025.257092.1408چکیده
«هویت مکانی» جزئی از هویت شخصی است که با فرایندی که در آن افراد، ازطریق تعامل با مکان، خود را متعلق به مکانی مشخص معرفی و توصیف میکنند، تعریف میشود. در چند دهۀ اخیر، با گسترش مجتمعهای مسکونی محصور در مناطق مختلف جهان، پژوهشگران متعددی تلاش کردهاند ماهیت و ابعاد مختلف اینگونه از مسکن را شناسایی و تأثیرات آن را بر کاربران ارزیابی کنند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف مقایسۀ تطبیقی ابعاد مختلف هویت مکانی در مجتمعهای مسکونی محصور و غیرمحصور، با پیکرهبندی خطی، در منطقۀ قاسمآباد شهر مشهد طرح شده است. روش پژوهش حاضر، در بخش مبانی نظری، ادبیاتپژوهی با رویکرد تحلیل مفهومی و در بخش مطالعۀ میدانی، روش کمّی با راهبرد پیمایش و تحلیل همبستگی است. بر این اساس، دادههای آماری نمونهای شامل 240 نفر از جامعۀ آماری ساکنان مجتمعهای مسکونی محصور و غیرمحصور منطقۀ قاسمآباد، با استفاده از پرسشنامۀ محققساخته و نمونهگیری تصادفی خوشهای، گردآوری و با روش آزمون تیمستقل و آزمون تعقیبی توکی تحلیل شده است. یافتههای پژوهش حاضر نشاندهندۀ تفاوت معنیدار ابعاد چهارگانۀ هویت مکانی (ابعاد شناختی، عاطفی، ارزیابانه و رفتاری) در دو گونۀ مسکن محصور و غیرمحصور است. این درحالی است که مقایسۀ درونگروهی دو گونۀ مسکن محصور و غیرمحصور، تفاوت معناداری را در ابعاد مختلف هویت مکانی نشان نمیدهد. بهعنوان نتیجۀ نهاییِ پژوهش حاضر میتوان گفت که با توجه به ضعیفتر بودن همۀ ابعاد هویت مکانی در نمونههای مسکن محصور، محصور کردن مجتمعها در محدودۀ مورد مطالعه موجب کاهش احساس هویت مکانی ساکنان این مجتمعها شده است.