سیاست صلحطلبی صفویان دربرابر دولت عثمانی در سده دهم هجری (با تکیه بر متن مکاتبات و نقش مذهب بر این سیاست)
نویسندگان
1 استادیارگروه تاریخ دانشگاه کردستان
2 استاد دانشگاه لرستان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، گروه تاریخ، خرم آباد، ایران
3 دانشجوی دکترای تاریخ اسلام دانشگاه لرستان
doi
10.22111/jhr.2020.31019.2611چکیده
یکی از جنبههای مهم روابط صفویان و عثمانی در کنار حالت دشمنی و ستیزهجویانه، روابط مسالمتآمیز بود که از آن به صلحطلبی یا صلحدوستی نیز تعبیر میشود. در اندیشه سیاست خارجی صفویان، صلح بر جنگ مقدم بود و سیاست نظامی، مبتنی بر ضرورتهایی بود که رخ میداد. هدف اصلی مقاله حاضر، بررسی سیاست صلحطلبی صفویان در سده دهم هجری/شانزدهم میلادی دربرابر دولت عثمانی و علل آن، با تکیه بر متن مکاتبات و معاهدات سیاسی طرفین و نقش مذهب بر این سیاست است که بهروش توصیفی ـ تحلیلی انجام شدهاست. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که دولت صفوی بهعنوان یک دولت اسلامی با ایدئولوژیشیعی، مبنای روابط خارجی خود را با همسایگان (بهویژه دولت عثمانی) براساس اصل صلح و همزیستی مسالمتآمیز و نیز پایبندی به قراردادها و پیمانهای منعقده با آنها گذاشت و تا زمانی که ضرورت نداشت به جنگ مبادرت نمیورزید. این سیاست صلح-دوستی صفویان، متأثر از آموزههای دینی در ضرورت رابطه صلح و دوستی میان مسلمانان و وفایبه عهد و پیمان بود و البته واقعیتهای پیرامونی و توان و امکانات موجود آنها در اتخاذ این رویکرد مؤثر بودهاست.