واکاوی تحولات ساختار شهر کرمان از سدۀ پنجم تا دهم قمری با تکیه بر روابط سیاسی و نقش عناصر شهری
نویسندگان
1 دانشیار، پژوهشکدۀ ابنیه و بافت، پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری
2 دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران، دانشکده معماری، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران
doi
10.22052/jias.2025.255674.1336چکیده
پیدایش شهرها عموماً مبتنیبر عوامل سیاسی، اقتصادی و ویژگیهای طبیعی و جغرافیایی بوده، اما تداوم حیات شهر و عوامل مؤثر بر تحولات سازمان فضایی آنها، مبحثی قابل بحث و کاوش است که در هر دورۀ تاریخی بنا بر وضعیت موجود، سیاستهای حاکمیت و روابط ناشی از آن، ساختار شهر و مناسبات جاری در آن را بهشیوهای نو تعریف میکند. در پژوهشهای گذشته، عموماً شهر بهمثابۀ موجودی منفک از نظام پیرامونیِ خود خوانش شده و به تأثیر روابط سیاسی خارج از شهر بر روند توسعۀ آن کمتر توجه شده است، درحالیکه شکلگیری و حیات شهر کرمان در منطقهای با شرایط اقلیمی نامساعد، همواره وابسته به روابط تجاری با شهرهای اطراف بوده و توسعۀ سیاسی شهر، توسعۀ عمرانی و توسعۀ کالبدی آن را رقم زده است. هدف پژوهش حاضر، شناخت این روابط و تأثیر آنها بر تحولات شهری و سازمان فضایی شهر کرمان در طی ۵ سده، یعنی از قرن ۵ تا ۱۰ق است. فهم ساختار گذشته شهر، مستلزم بررسی تواریخ محلی و منابع دستاول، تحلیل و تبیین آنها و تطبیق اسناد تاریخی با آثار معماری باقیمانده از هر دوره بهعنوان عناصر شهری آن دوره است؛ بنابراین روش پژوهش پیش رو از نوع تاریخی ـ تحلیلی و استدلال منطقی است. براساس یافتههای این پژوهش شهر کرمان از قرن ۵ق بهطور ویژه مورد توجه قرار گرفت و رونق اقتصادی شهر، موجب توسعۀ سیاسی و کالبدی آن در قرون بعد شد و بهتدریج، سازمان فضایی شهر سلجوقی را متحول کرد. در طی ۵ قرن بعدی در هر دورۀ زمانی، هستههای شهری جدیدی متأثر از وضعیت اراضی درون حصار و چگونگی روابط سیاسی با شهرهای اطراف، بر بستر شهر شکل گرفتند. هستههایی که متشکل از عناصر شهریِ مهمی مثل مسجدجامع، دارالسیاده، گرمابه و تأسیسات مورد نیاز آنها مثل قناتها بودند. درنتیجه در این دورهها توسعۀ این عناصر، زمینهساز تحول استخوانبندی، موجب شکلگیری محلات جدید در پیرامون هستۀ اولیه و تعیینکنندۀ جهت اصلی گسترش شهر در هر دوره بودند.