کرمانشاه در گفتمان شرقشناسی: تحلیلی پسااستعماری
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور
2 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه رازی کرمانشاه
3 استادیار گروه جامعه شناسی دانشگاه رازی کرمانشاه
doi
10.22111/jhr.2020.34159.2773چکیده
ادوارد سعید در «شرق شناسی» ویژگیهای گفتمانی آن بخش از دانش را توضیح میدهد که در قرن نوزدهم توسط محققان، سفرنامه-نویسان، شاعران و رماننویسان پدید آمد، دانشی که عملاً شرق را نه به عنوان جامعه و فرهنگی که بر اساس خود عمل میکند، بلکه همچون مخزنی برای دانش غربی ساخت.این مقاله بر مبنای نظریات پسااستعماری(با تاکید بر آرای ادوارد سعید ) و با استفاده از روش تحلیل گفتمان به بررسی سفرنامههایی میپردازد که جغرافیای فرهنگی کرمانشاه را مورد توصیف قرار دادهاند. هدف این پژوهش شناخت کرمانشاهی است که در آثار شرق-شناسان معرفی شده است.به عبارتی به این دلیل که مطالعات موجود جنبه کلی داشته و هیچگاه مناطق مختلف به صورت مستقل و محلی مورد بررسی قرار نگرفته است، بر آنیم که به شکلی بومی کلیشههای شرقشناسانه به کار رفته در متون و نوشتههای غربی در خصوص منطقهی کرمانشاه را از طریق روش تحلیل گفتمان مورد کنکاش قرار دهیم. یافتهها حاکی از تسلط لایههای مضاعفی از سویههای شرق شناسانه نسبت به منطقه کرمانشاه است زیرا هم شامل مواردی است که به ایرانیان داده شده و هم شامل صفاتی است که به کردها(به دلیل داشتن جمعیت کردزبان) نسبت داده شده و هم خصایص اعراب(به دلیل هم مرز بودن و داشتن عبور و مرور سهل و فراوان با اعراب) را در خصوص مردم منطقه به کار بردهاند.