مقایسه‌ نکوئی برازش در مدل‌سازی منحنی شیردهی در گاوهای شیری هلشتاین

نویسندگان

1 گروه اقتصاد کشاورزی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه تهران

2 گروه علوم دامی، دانشکده علوم دامی و شیلات، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری

3 گروه علوم دامی، دانشکده علوم دامی و شیلات، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری

doi
10.22124/ar.2025.30723.1898
چکیده

این مطالعه به ارزیابی پنج مدل غیرخطی رایج (وود، وایلمینک، دهنووا، کاپیو-برلینو و کوبی-لیدو) برای برازش منحنی شیردهی در گاوهای هلشتاین پرداخت. داده‌های مورد استفاده شامل 1050 رکورد روزانه تولید شیر طی ۳۰۵ روز از دوره‌های اول تا سوم شیردهی گاوهای یک واحد دامداری در استان تهران، زیر نظارت مرکز اصلاح نژاد دام کشور، بود که تنها گاوهای دارای حداقل ۱۰ رکورد معتبر و دوره شیردهی بیش از ۲۰۰ روز وارد تحلیل شدند. مدل‌های منحنی در نرم‌افزار R و با استفاده از معیارهای برازش R²،RMSE  و AIC ارزیابی شدند. نتایج نشان داد مدل وود، بهترین برازش را دارد. سپس، کارآیی روش حداقل مربعات معمولی پویا (DOLS) در تخمین فراسنجه­های مدل وود بررسی شد که نسبت به روش­های حداقل مربعات غیرخطی متداول، بهبود قابل توجهی در برآورد دقیق فراسنجه­های کلیدی از جمله تولید اولیه شیر، زمان و مقدار اوج تولید و نرخ کاهش پس از اوج نشان داد و انطباق بهتری با رکوردهای روزآزمون گله ایجاد کرد. همچنین، الگوهای زیستی شناخته‌شده‌ای تأیید شد؛ به‌طوری که گاوهای دوره سوم شیردهی در مقایسه با گاوهای دوره اول، تولید اولیه بالاتر و تداوم شیردهی بهتری داشتند. با وجود نتایج امیدوارکننده، محدودیت‌هایی مانند حجم نمونه نسبتاً کوچک، استفاده از داده‌های یک گله و عدم انجام آزمون هم‌انباشتگی، لزوم اعتبارسنجی نتایج در جمعیت‌ها و شرایط مدیریتی مختلف و با نمونه‌های بزرگ‌تر را نشان می‌دهد.