نهی از «تبرُّج» یا «تزیینات بیهوده» در هنر و معماری «عقلمدار و سلاممحور»
نویسندگان
1 استاد، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران
doi
10.22052/jias.2025.114983چکیده
این مقاله به بررسی مفهوم «لباس شهرت» و «کشف چرایی "ناپسند بودن"، و بلکه "زشت و مکروه (یعنی ناشناسای عقل سالم و سلیم بودن)"، و حتّی "حرام بودن عقلانی" آن» در «فرهنگ "دانشنهاد"، "عقلمحور" و "حکمتبُنیانِ" تفکّر و هنر "اسلامی" یا به سخنی، "سلاممحور" و "وظیفهمند در حفظ سلامت و سلامتافزایی محیط فکری، انسانی و روحی ـ روانی جامعه"» و تأثیرات آن در «مهندسی هندسۀ دیروز، حال و فردای معماری خانه و محله و شهرهای این سرزمین (یعنی ایران اسلامی،) و دیگر سرزمینهای تحت حاکمیّت و یا نفوذ این فرهنگ» میپردازد. و [با استناد به «سخن و حُکمِ خداوندگار عقل و عـلم و دانایی در قرآن کریم»، و داشتن نگاهی تحلیلی به «سیرۀ آخرین پیامآور این دین ازلی ـ ابدی، نبیّ اکرم» (که درود و ملازمتِ کریمانه و تربیتمحورانۀ خداوند با او، با خانوادۀ او و با هماندیشان با او مستدام باد) و پیشوایان معصوم مذهب شیعه(ع)، در «داشتن نگاهی اینچنین به دین سلاممحور اسلام»، در «طول طرح و تبیین و تدوین حکمتبنیان و دانشنهاد شریعت محمّدی و مهندسی هندسۀ احکام و قوانین زندگی مربوطه»، و سپس با استناد به «سخنها و دستورالعملهای حکیمانۀ صادره از بزرگان عالیمقام قوم در پیروی همهجانبه از ایشان»، و «تلاش مجاهدانهشان در جاریسازی و عینیّت بخشیدن آنها در فضای عقلی و عینی یا کالبدی زندگی خود و خانواده و همنشینان با خویش»، «تأکیـد مؤکّد ایشان بر "سادگی خِرَدمدارانه" و "پرهیز دادن شدید از جلوهگری خودبزرگبینانه و گردنفرازانه" در مهندسی هندسۀ کمّی و کیفی فضای زندگی و شیوۀ زیست فردی، خانوادگی، محلّی و حتّی قومی و سرزمینی، و بلکه پوشش ظاهری افراد»،] پس از کشف «اصول و احکام نتیجهشونده از این بینش در فرهنگ هنر و صنعت و معماری ـ شهرسازی اسلامی»، «نحوۀ إعمال آنها در طرّاحی کُلّی هندسه و ساختار معماری اسلامی، بررسی شده، مورد تحلیل و تبیین قرار میگیرد! درنهایت، در بستر آوردن مثالهایی عینی از معماری سنّتی شهرها (ازجمله شهر یزد و حومۀ آن،) و تطبیق تحلیلی آن با آموزههای اسلامی نتیجهشونده از این مطالعه، نشان میدهد که چگونه این اصول و احکام (در سادهزیستی مردم بافت قدیم این شهر و پرهیز همهجانبۀ ایشان،) در پرداختن به این منش و روش ناپسندِ خِـرَد [یعنی پرهیز شدید از شکستن و نادیده گرفتن هنجارهای ارزشی و قَدرها یا هندسههای تعیین و تقدیرشده از جانب آن یکتا مهندس تمامی هندسههای حقنهاد (و مُقَدِّرِ کُلَّ قَدَر»،) در جهان آفرینش، و درنتیجه، عدم خودنمایی و جلوهگری خودبزرگبینانه و گردنفرازانه در زندگی اجتماعی، همواره جریان داشته، و] در طرّاحی خانهها و فضاهای شهری مورد توجّه قرار گرفتهاند. در مقام نتیجهگیری، این مقاله بر اهمیّت «رعایتِ اصول عقلی ـ ریاضی حاکم بر هستی و اجزای آن، و معیارهای منطقی سادهزیستی» و «پرهیز از پرداختن به بیهودگی و بهکارگیری تجملّات بیفایده و زینتهای غیرحقیقی و غیرضروری در همۀ جوانب زندگی و ازجمله فضای آن»، در کنار «داشتن توجّهی همهجانبه به "اصلیترین و بنیادیترین حُکم و قانون برپایدارانۀ ساختمان هستی و زندگی فردی و اجتماعی آنها و حافظ تمامیّت و سلامت همیشگی ایشان"» [، یعنی «عدل و تعادلمحوری»] و «هماهنگی با قوانین و هندسههای مهندس یا همان قَدرها یا هندسههای مطرح در جان و جوهر اسمها یا عقلهای الهینهاد آموزش داده شده و نهادینه در جان و روح و عاقلۀ انسان حقنهاد، و سلاممحوری، یا به بیانی، داشتن و کوشیدن در برقراری روابط متقابل مبتنیبر تعامل متکامل و همافزای» در «هنر و صنعت و معماری ـ شهرسازی اسلامی» تأکید میکند! و نهایتاً نشان میدهد که «این نوع از نگاه و نگرش در مهندسی»، علاوهبر «امر ضرورت توجّه به زیباییشناسی حقیقی یا حقمحور و رعایت اصول و قوانین و هندسهها یا قَدرها و اندازههای منطقی و خِرَدمدار آن»، به «تقویت و تحکیم اصول و ارزشها»یی چون «همگرایی، انسجام، درهمتنیدگی و کلیّت و یکپارچگی و وحدت یا یگانگی» در «جامعۀ اسلامی یا سلاممحور» نیز منجر میشود.