واسازی تقابل دوستی و دشمنی در فابلهای هزار و یک شب براساس نظریه ژاک دریدا (مطالعه موردی داستان روباه و گرگ و داستان روباه و کلاغ)
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی. دانشگاه خوارزمی
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی. دانشکده ادبیات و علوم انسانی. دانشگاه خوارزمی
doi
10.30465/lir.2025.48598.1844چکیده
واسازی نوشتار، نوعی خوانش فلسفی است که ژاک دریدا آن را برای خنثیکردن یا وارونه ساختن تقابلهای دوگانه حاضر در متن پیشنهاد داده است. از آنجا که فابلها از قابلیت بالایی در انتقال مفاهیم برخوردارند، گزینه مناسبی برای آموزش واسازی هستند. بر این اساس واسازی فابل علاوه برتولید معانیجدید، به آشکارکردن زیبائیهای متن یاری میرساند. روش کار دریدا درساختارشکنی ادبیات و نوشتار بر یافتن تقابلهای دوجزئی موجود در متن بنا شده است. مرحله بعد، واسازی این تقابلها با استفاده از پیداکردن موارد متناقض در متن است و درنهایت قرائتی نومبتنی براین شالودهشکنی، کار را به سرانجام میرساند. بنابرآنچه ذکرشد، جستار حاضر، دو فابل از هزار و یک شب با عناوین روباه و گرگ و روباه و کلاغ را با رویکرد فلسفی و با روش دریدا واسازی کرده است. نتایج نشاندهنده ارجحیت قطب دشمنی در داستان روباه وگرگ است که این ارزشگذاری درجریان واسازی خنثی شده و حالتی از آمیختگی دوستی و دشمنی آشکارشده است. اما در داستان روباه وکلاغ، تقابلهای دوگانه برای هریک از شخصیتهای داستان، به شکل متفاوتی بروز کرده است. به این شکل که ارجحیتِ دشمنی برای کلاغ و دوستی برای روباه نمایان شده که جریان واسازی با خنثیکردن این ارزشگذاریها، حالت نه دوستی و نه دشمنی را برجسته ساخته است.