تحلیل جامعهشناختی نقش طبقات اجتماعی در ظهور و افول قیام دهقانان در رمان «کلیدر» بر اساس نظریة پییر بوردیو
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی
2 استاد گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
3 استاد گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی،دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
doi
10.30465/lir.2025.47776.1807چکیده
رمان «کلیدر»، بلندترین رمان محمود دولتآبادی، بهروایت قیام دهقانان منطقة خراسان در دهة1320 میپردازد. در این اثر، دولتآبادی با روشی رئالیستی مراحل تکوین و افول این قیام را بهتصویر میکشد. در این رمان، کشمکش طبقات اجتماعی که میتوان آنها را در دو طبقه فرودست و فرادست طبقهبندی نمود، به قیام مسلحانة جوانی کُرد بهنام گلمحمد کلمیشی منجر میشود. در آغاز این قیام طبقات فرودست کشاورز و رعیت که از ظلم طبقة اربابان بهتنگ آمدهاند از گلمحمد حمایت میکنند، اما با گذشت زمان، اربابان که از قدرت و آوازة گلمحمد احساس خطر میکنند، علیه وی متحد میشوند و با استفاده از تحولات سیاسی جدید در کشور، دولت را در سرکوب این قیام با خود همراه میکنند. این پژوهش میکوشد تا بر اساس نظریة جامعهشناختی پییر بوردیو، ضمن بررسی و تحلیل طبقات اجتماعی در رمان «کلیدر»، نقش هریک از دو طبقة اربابان و کشاورزان را در ظهور و افول این قیام نشان دهد. بر اساس یافتههای این پژوهش، در رمان «کلیدر»، استثمار و فقر حاصل از توزیع ناعادلانة سرمایه و انباشت آن در طبقات فرادست زمینهساز قیام طبقات فرودست میشود، اما سرانجام، بهدلایلی چون عدم آمادگی در طبقات فرودست و استیلای خشونت نمادین، فقدان آیندهنگری و برنامه، تزلزل در رهبری قیام، اتحاد طبقات فرادست در مقابل تفرقة طبقات فرودست، و تحولات سیاسی کشور و سیاست جدید حکومت مرکزی، این قیام از درون رو به اضمحلال میرود و بهشدت سرکوب میشود.