تعیین کاربری در استفادۀ مجدد تطبیقی میراث صنعتی با بهرهگیری از روش فرایند سلسلهمراتبی تحلیلی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مرمت و احیای بناها و بافتهای تاریخی، دانشکده معماری، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران
2 دانشیار، دانشکدۀ معماری، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران
doi
10.22052/jias.2024.254922.1301چکیده
رواج گستردۀ استفادۀ مجدد تطبیقی از میراث صنعتی در سالهای اخیر، لزوم یک بررسی همهجانبه درخصوص تدقیق و توجیه کاربریهای پیشنهادی، خطمشیها و روشهای بهکارگرفتهشده را آشکار نموده است. تحول و تغییر سریع جامعۀ معاصر و توسعۀ شهرنشینی که با حمایت ناکافی از ساختمانهای صنعتی همراه شده، این بقایای بااهمیت از میراث معاصر را بهطور جدی تهدید میکند. استفادۀ مجدد تطبیقی از ساختمانهای صنعتی ـ که در فقدان عملکرد، همچون شبهی رنگپریده از روزگار اوجشان به نظر میرسند ـ گذشته از اینکه راهبرد مؤثری برای حفظ و بازیابی نواحی صنعتی است، مزایای متعدد زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی را نیز به همراه دارد. باوجوداین، درحالیکه رویکردهای استفادۀ مجدد تطبیقی اغلب با نگاه خوشبینانه و چشمانداز موفقیتآمیز به کار میرود، با پروژههایی نیز روبهرو میشویم که به نتایج مطلوب دست نیافتهاند. تاکنون بررسی مروری مدون چندانی در مورد اینکه چه عوامل، معیارها و روشهایی در تعیین کاربری مجدد تأثیرگذار و دخیل بوده و باعث حصول موفقیتشان میشود، صورت نپذیرفته است. ازاینرو، این نوشتار در پی یافتن پاسخ به این سؤال اساسی است که معیارها، ویژگیهای تأثیرگذار و روشهای مؤثر تعیین کاربری در پروژههای استفادۀ مجدد تطبیقی میراث صنعتی کداماند. مقالۀ پیش رو با این هدف، ابتدا به بررسی مروری جامع بر روی تعریفها، زمینهها، رویکردها، معیارها، ویژگیهای تأثیرگذار از مجرای سنجش و تحلیل نظریات و اسناد بینالمللی پرداخته و سپس روشهای مؤثر تعیین کاربری مجدد منطبقِ میراث صنعتی ـ بهطور خاص روش تصمیمگیری چندمعیاره ـ را معرفی کرده است. یافتههای حاصل از پژوهش حاضر نشان میدهد که توجه به معیارهای اقتصادی، اجتماعی، زیستمحیطی و فرهنگی بهعنوان ویژگیهایی که صدر مطالعات و بررسیهای محققان هستند، میتواند در تعیین کاربری موفق برای استفادۀ مجدد تطبیقی از میراث صنعتی گام مؤثری قلمداد شود.